آیا خشم‎تان پوششی برای شرم است؟

آیا خشم‎تان پوششی برای شرم است؟
نویسنده: آندریا برندت
اگر خیلی زود از کوره در می‎روید، اگر فریاد می‎کشید یا در را محکم به هم می‏کوبید، ممکن است مشکل شما در واقع خشم‏تان نباشد. مشکلی که ممکن است در حقیقت شما را آزار دهد چیزی است که در پس خشم‎تان پنهان شده است: شرم. خشم برای بسیاری از ما پوششی است برای شرم.
شرم هیجانی نیست که درباره آن در جامعه زیاد صحبت شود. کلاس‏هایی برای مدیریت شرم وجود ندارد، اغلب با احساس گناه اشتباه گرفته می‎شود و هیجانی نیست که فعالانه آن را برای احساس کردن انتخاب کنیم. ما نمایش‎های کمدی‏ را تماشا می‏کنیم چون از خندیدن لذت می‏بریم و فیلم‎های درام‎ را می‏بینیم چون گریه کردن موجب تسکین می‎شود، اما تا به حال دیده‏اید کسی بگوید "امشب حال و هوای این را دارم که چیزی تماشا کنم که مرا شرمگین کند"؟
شرم "احساس دردناک تحقیر یا پریشانی‎ای است که در اثر آگاهی از رفتار نادرست یا احمقانه ناشی می‏شود" (دیکشنری آکسفورد). تفاوت بین شرم و احساس گناه به خوبی توسط جان برادشاو، یکی از نویسندگان محبوبم، جمع‎بندی شده است: " احساس گناه می‎گوید من مرتکب کاری نادرست شده‏ام؛ شرم می‎گوید در من اشکالی وجود دارد. احساس گناه می‏گوید من اشتباهی کرده‏ام؛ شرم می‎گوید من خودم یک اشتباهم. احساس گناه می‎گوید کاری که انجام دادم خوب نبود؛ شرم می‏گوید من خوب نیستم".
شرم هیجانی است که می‏تواند دیگر هیجانات ما را در قید و بند خود در ‎آورد. شما می‎توانید همزمان با احساس شرم دستخوش احساس خوشی، غم، ترس، انزجار و خشم شوید. اما ما در اینجا تنها به صحبت در مورد ترکیب شرم و خشم خواهیم پرداخت.
بسیاری از ما احساس نهانی شرم را برای سال‎ها با خود حمل می‎کنیم. آنچه ما در گذشته انجام داده‏ایم – یا آنچه بر ما گذشته است – ما را به تصرف خود در می‎آورد. شرم می‎تواند ماشه‎چکان عمده خشم باشد زیرا وقتی ما متحمل شرم هستیم گرایش داریم تا در برابر انتقاد، حتی اگر بازخوردی ملایم باشد، به صورت دفاعی واکنش نشان دهیم. ما از خشم، همان گونه که شعبده‎بازها از کلک‎هایشان به منظور فریب دادن ما بهره می‏برند، برای منحرف کردن توجه‎مان از احساسات دردناک و نهانی استفاده می‏کنیم.
اگر گمان می‏کنید تجربه‏ای شبیه به آنچه گفته شد دارید، سه راه برای مقابله با خشمی که نقش پوششی برای احساسات شرم عمیق‏تر را ایفا می‏کند وجود دارد. این‎ها روش‎هایی هستند که من سال‎ها به عنوان درمانگر مدیریت خشم به کار برده‎ام.
1. تنفس بهشیارانه
وقتی از خشم به عنوان پوششی برای شرم استفاده کنید ممکن است رهایی از این خشم نسبت به دیگران دشوار باشد. اگرچه فریاد زدن، پرتاب کردن اشیا و کوبیدن در می‎تواند باعث شود که احساس کنیم خشم‏مان تسکین یافته و به طرز موفقیت‎‏آمیزی شرم را پنهان کرده‏ایم، این تسکین موقتی است و برای اطرافیان‏مان مشکل‏آفرین است. تنفس بهشیار – تنفس آرامِ عمدی در حین بودن در حال و تمرکز بر حس‏های بدنی – می‏تواند به ما در نشستن با احساسات‎مان به مدتی که برای فرایند برملا کردن شرم پنهان‏مان کافی باشد کمک کند. آنچه در گذشته روی داده است و به طرزی متمادی برای ما درد به ارمغان آورده است نیازمند آن است که درمان شود، اما اگر همواره با خشم پوشیده شود این درمان صورت نمی‎پذیرد.
2. بخشیدن خویشتن
اگر به احساسات‏مان به نحوی بهشیارانه نپردازیم و بخواهیم به بخشیدن خویشتن عمل کنیم ممکن است برای همیشه در تله‎ی خشم و شرم بمانیم. ما انتظار بهترین را از خودمان داریم و می‏خواهیم در هر کاری که می‎کنیم عالی باشیم، این موجب می‎شود که وقتی عملی از ما سر می‎زند که می‏دانیم اشتباه یا احمقانه است احساس شرمندگی کنیم. بخشش خویشتن نیازمند اتخاذ دیدگاهی نو است – اینکه زندگی مجالی برای یادگیری است و کمال حقیقی در ارتقای خویشتن است نه در اجتناب از اشتباهات. تنبیه خودمان ما را در بندِ غل و زنجیر گذشته در می‎آورد.
3. بیان داستان‎تان
بسیاری از ما هیچ‎گاه تجارب دردناک‎مان را بیان نمی‏کنیم. در عوض، شرم را به عنوان رازی مذموم پنهان می‏کنیم. اگر شخصی که غمخوارمان باشد را برای به اشتراک گذاشتن داستان‎مان پیدا کنیم – کسی که در کنار او احساس امنیت می‏کنیم و به صورتی غیرقضاوت‎گرانه بدون اینکه بخواهد ما را اصلاح کند به ما گوش می‏دهد – می‏توانیم شرم‏مان را برملا کرده و تسکین پیدا کنیم. برای گفتن داستان‎تان نیازمند این هستید که جزئیات آنچه رخ داد؛ احساسی که داشتید و احساسی که اکنون دارید؛ آنچه احساس می‏کنید انجام دادید تا شرایط را بهتر کنید؛ و انتخاب‏هایی که کردید و در آن زمان به نظرتان ثمربخش می‏رسیدند را توصیف کنید. در نهایت هنگامی که مسائل‎تان را به اشتراک گذاشتید فرد مورد اعتماد شما بهتر است با لحنی موقر عبارت‎هایی که به دنبال می‎آیند را بگوید:
• بخاطر به اشتراک گذاشتن تجاربت از تو ممنونم
• بخاطر رنجی که برده‏ای متأسفم
• من در هر صورت تو را دوست دارم و می‎پذیرم
هنگامی که از خشم برای پوشاندن شرم استفاده می‏کنیم تکنیک‏های مدیریت خشم سنتی به کار نخواهد آمد. تا ده شمردن و مشت کوبیدن به بالش نمی‎تواند جراحت‏های هیجانی عمیق ما را درمان کند. موثرترین راه مدیریت خشمی که پوششی برای شرم است، برملا کردن بهشیارانه‏ شرم، تمرین بخشش خویشتن و گفتن داستان‎مان است.