5 نکته برای تصمیم گیری بهتر


نویسنده: دکتر جرمی نیکولوسون
تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه
اقتصادهای سنتی در توضیح تصمیم گیری انسان در موقعیت هایی که تمامی واقعیت ها موجود است و منطقی فکر می کنند به خوبی عمل می کنند. با این وجود در زندگی روزمره ما غالبا اطلاعات کاملی نداریم و تصمیم های ما ممکن است تحت تاثیر شرایط عاطفی مان نیز قرار گیرند. مواجهه با این تصمیم های روزانه خطرناک و غیرقطعی غالبا می تواند منجر به سوگیری شود، نیازمند تنظیم هیجانی است و ممکن است منجر به خوگیری شود.
بنابراین برای کمک به توضیح این تصمیم ها تحت شرایط خطر و احتمال، نظام اقتصاد رفتاری به نظریات و پژوهش های حوزه های متنوع روانشناسی متوسل می شود. این نظریات بینش های منحصر به فردی را در مورد نحوه تصمیم گیری روزمره ی ما ارائه می دهند (و به گزینه های افراد دیگر نیز اشاره می کنیم).
برای شروع درک و کاربرد این بینش ها، باید با یک فرض اولیه شروع کنیم- اینکه ما همواره به طور یکسانی در مورد گزینه ها و تصمیمات مان فکر نمی کنیم. گاهی اوقات ممکن است در مورد چیزها به طریقی اوتوماتیک و سریعتر فکر کنیم. مواقع دیگر ممکن است چیزها را به آرامی و عامدانه در نظر بگیریم. هر یک از این روش های تصمیم گیری منافع و شررهای خاص خود را دارد.
تفکر سریع و آهسته
اقتصاددان رفتاری، دنیل کانمن در کتابش تحت عنوان تفکر، سریع و آهسته، این گزینه های فکر کردن را با جزئیات مورد بحث قرار می دهد. او به طور ریز از چارچوب دو نظام «شناخت» استفاده می کند. کانمن (2011) توضیح می دهد:
«نظام 1 به طور اتوماتیک و سریع کار می کند، با تلاش اندک یا هیچ تلاشی و بدون هیچ حس کنترل داوطلبانه.
نظام 2 به فعالیت های ذهنی پرتلاش که خواستار توجه اند می پردازد، از جمله حساب های پیچیده. عملیات نظام 2 با تجربه ذهنی عاملیت، انتخاب و تمرکز همراه است» (صفحه 20-21).
کانمن (2011) در باقی کتاب به طور ریز در مورد تفاوت های میان این دو فرایند کلی تفکر و تاثیرشان بر انواع متنوع تصمیم گیری بحث می کند. به طور خاص او اشاره می کند در حالی که نظام 1 تفکر ممکن است سریع و بی تلاش باشد، غالبا نتیجه گیری های غلط می کند، مبتنی بر سوگیری ها و سوءظن هاست و ممکن است بیش از حد خودرای باشد. در مقابل، نظام 2 تفکر معمولا بیشتر متعادل است، اطلاعات بیشتری را جمع آوری می کند و از قوانین تصمیم گیری قابل اعتمادتری استفاده می کند-اما نیازمند توجه و تلاش است (که غالبا محدود است). در مجموع، بخش عظیم ظرفیت تصمیم گیری ما غالبا به متعادل کردن و مدیریت ظرفیت تفکر سریع در مقابل تفکر آرام مربوط است. قوانینی آسان برای تصمیم گیری بهتر
بر اساس اطلاعات فوق، نکات کلی اندکی می تواند تصمیم گیری شما را بهبود بخشد.
1- استراحت یا خوابیدن
وقتی تصمیم بزرگ و مهمی را پیش رو دارید بهترین زمان ممکن است زمانی باشد که استراحت کرده اید، متمرکزید، و انگیزه دارید. بر اساس اظهارات کانمن (2011)، تفکر پیچیده و پرزحمت (نظام 2) نیازمند توجه، انگیزه، و خودمهارگری است. زمانی که ما مشغول، پراسترس و خسته هستیم تمامی این منابع محدودتر و خالی ترند.
اگرچه در مورد این ایده ممکن است چالش هایی وجود داشته باشد، مرور اخیری توسط باومیستر، تیس و ووس (2018) به تاثیرات منفی این خلا بر تصمیم گیری در کودکان در موقعیت های تحصیلی، کارمندان بیمارستان، قضات و رای دهندگان اشاره کرد. بنابراین در صورت امکان، در مورد تصمیمات مهم زمانی فکر کنید که به خوبی استراحت کرده اید، سرتان آرام است، و برای آن فعالیت انرژی و انگیزه دارید. توصیه ی مادرتان در مورد خوابیدن و فردا تصمیم گرفتن احتمالا توصیه ی خوبی بوده است.
2) زمان بر است
فکر کردن باوضوح و منطقی زمان بر است. زمانی که تحت شرایط فشار و ددلاین کوتاه هستیم، تفکر سریع (نظام 1) مسئولیت را بر عهده می گیرد. برای مثال، بر اساس پژوهش هایی که توسط کیرچلر و همکاران (2017) در مورد تصمیمات مالی انجام شده، افراد به احتمال بیشتر زمان هایی که تحت فشارند، تصمیمات خطرناکی می گیرند. بنابراین، زمانی که عجله داریم، نتایجی میگیریم که ممکن است مملو از سوگیری ها و ظن ها باشد به جای آنکه حقایق و اطلاعات را با مراقبت در نظر بگیریم و در موردشان فکر کنیم. بدین ترتیب، تفکر سریع ممکن است برای تصمیمات کوچک، عادت وار و روزمره که عمد زیادی را نمی طلبند مفید باشد و یا خطر زیادی را در پی داشته باشد. با این وجود در صورتی که تصمیم پیچیده و مهم تری را پیش رو دارید، برای فکر کردن عمیق در مورد آن زمان بخرید.
3- جمع آوری حقایق
ورای زمان و انرژی برای تفکر روشن و واضح، زمانی که در مورد گزینه هایمان اطلاعات بیشتری داریم تصمیمات بهتری می گیریم. ما می توانیم ساعت ها برای تعمق در مورد یک تصمیم فکر کنیم، اما اگر اطلاعاتی که داریم بسیار محدود باشد یا کیفیت ضعیفی داشته باشد، آنگاه تمامی آن تلاش و تفکر تاثیر و کارآمدی اندکی خواهد داشت.
در انتها، با این تصمیمات غیرقطعی، ما مجبوریم بر سوگیری ها و ظن هایمان تکیه کنیم تا فضاهای خالی را تا جای ممکن پر کنیم (نظام 1). بنابراین، هرچه اطلاعات و حقایق قابل اعتمادتر باشند و هرچه غیرقطعی بودن را بیشتر بکاهیم، ما می توانیم تصمیم بهتری بگیریم. برای نمونه، کار آریلی (2000) نشان می دهد که مصرف کنندگان بیشتر تحت کنترل جریان اطلاعاتی هستند که از طریق تصمیم مصرف کنندگان دیگر بدست می آورند، هرچه بهتر بتوانند اولویت هایشان را منطبق سازند و دانش شان را در مورد آن حوزه ارتقا بخشند، اعتماد بنفس شان در مورد قضاوت هایشان افزایش خواهد یافت.
با این وجود، هیچ گاه اطلاعات کامل نمی شود- و ارزیابی بی پایان نیز هرگز اثربخش نیست (گاهی اوقات از آن تحت عنوان فلج تحلیل نام برده می شود). آریلی (2000) هم چنین اشاره می کند که کنترل جریان اطلاعات نیز ضروری و هزینه بر است. بر این اساس، چاره ی کار متوازن کردن اطلاعات با توجه به اهمیت تصمیم است. پس زمانی که چیز بزرگ و مهمی را در نظر دارید، نظام 2 را با حقایق بیشتری تقویت کنید تا به شما برای انتخاب یک گزینه بهتر کمک کند.
4) به تمامی امکان ها گشوده بمانید
گاهی اوقات تفکر سریع ما را در مورد نحوه ی در نظر گرفتن حقایق، اطلاعات و گزینه ها در طول مسیر تصمیم گیری دچار سوگیری می کند- نه فقط در مورد تصمیم نهایی. به طور خاص همانطور که گیلبرت (1991) اشاره کرد، ما غالبا به طور اوتوماتیک چیزها را «واقعی و درست» می دانیم قبل از آنکه با دقت در مورد آنها عامدانه فکر کنیم. هم چنین، بر اساس اظهارات کوندا (1990)، استدلال ما در مورد یک مسئله ممکن است با یک «سوگیری جهت مند» برانگیخته شود، بدین انجامد که فقط اطلاعات و حقایقی را به طور گزینشی انتخاب کنیم که از آنچه می خواهیم باورشان کنیم حمایت کنند.
بدین ترتیب ما غالبا سریعا نتیجه گیری می کنیم و یا برای تایید چیزی که می خواهیم باور کنیم دچار سوگیری می شویم به جای آنکه صادقانه به تمامی اطلاعات و حقایقی که بدست می آوریم صادقانه نگاه کنیم. بنابراین، وقتی تصمیمات مهمی را می گیریم، گشوده بودن به روی تمامی اطلاعات و امکان ها مفید است (به ویژه اطلاعاتی که نمی خواهید و یا دوستشان ندارید). در عین چالش برانگیز بودن و احتمالا ناراحت کننده بودن این نظرگاه در طول زمان، اما این نظرگاه می تواند به شما برای اجتناب از آن تصمیماتی کمک کنند که ممکن است در لحظه «احساس خوبی» را برانگیزند اما بعدها بیچاره تان کنند.
5) خلق قوانین
همچنان بهترین تصمیم گیرنده ها انسان ها هستند. همه ی ما بارها خسته، بی انگیزه، پراسترس و هیجانی میشویم. ورای این، جمع آوری همه حقایق و تفکر مراقب ر مورد هر تصمیمی غیرممکن است- به ویژه در جریان زندگی روزمره.
به همین دلیل زمانی که به وضوح فکر می کنند، تصمیم گیرندگان کارآمدتر غالبا قوانین و فرمول های ساده ای را تنظیم می کنند تا تصمیم های بهتری بگیرند- حتی زمانی که عجله دارند. کانمن در کتاب تفکر، سریع و به آرامی (2011) اشاره می کند که استفاده از این راهبردها، فرمول ها و الگوریتم ها غالبا در تعدادی از حوزه ها به تصمیم گیری شهودی اولویت و برتری دارد.
هم چنین در یک مقاله مروری در زمینه اقتصاد رفتاری، ریچارد و سیمون (2000)، سرمایه گذاران را به ایجاد یک چک لیست منابع سرمایه گذاری به عنوان بخشی از یک «راهبرد تجارت منظم» تشویق می کنند تا تاثیر سوگیری های عاطفی که تصمیمات خرید و فروش ر در لحظه تحت تاثیر قرار می دهند، به حداقل برسانند. با نگاه به مثالهای بیشتر روزانه، یک فرد می تواند لیست خوار و بار مورد نیازش را در خانه ایجاد کند ضمن اینکه اقلام ضروری و مورد نیاز را در نظر بگیرد (و در مغازه به این لیست وفادار بماند) به جای آن توسط گرسنگی لحظه ای یا شکلات های گران قیمت وسوسه شود.
در عوض آنها ممکن است یک حد بالاتر برای خریدی بزرگ تعیین کنند و چیزی را که به راحتی از عهده خریدش برمی آیند را در نظر بگیرند (به جای آنکه عاشق خانه یا ماشینی شوند که برای خریدش باید سالیان سال بجنگند). به طور خلاصه حتی در موقعیت هایی که ممکن است درگیر افکار سوگیرانه و عاطفی شویم اغلب می توانیم از قبل قوانین یا فرمول هایی را تعیین کنیم که از طریق آنها نگاه کنیم و جلو برویم.
منبع:
https://www.psychologytoday.com/us/blog/persuasion-bias-and-choice/201806/5-tips-better-decision-making