تاثیرات طولانی مدت سواستفاده از کودکان


تاثیرات سواستفاده بر مادری کردن و اعتماد به نفس
دکتر ترسا گیل
تخمین زمان مطالعه: 3 دقیقه
من در کار درمانی، با زنان بزرگسالی کار می کنم که از سواستفاده شامل سواستفاده عاطفی، جسمی و جنسی در و غفلت در دوران کودکی ، بهبود یافته اند. بسیاری از این زنان مادرانی هستند که برای محافظت فرزندانشان از سواستفاده ها و آسیب هایی که خودشان تجربه کرده اند، به دنبال درمان برمی آیند. مراجعان من در مراقبت و پاسخگویی به نیازهای فرزندانشان مشکلاتی دارند، و در عین اینکه می خواهند مادرانی عاشق تر و بهتر باشند، احساس بی کفایتی را در مادری کردنشان گزارش می کنند.
آن ها از ناتوانی در احساس خودمختاری، خنده، بازی، یا نشان دادن عواطف شان به فرزندشان حرف می زنند و سوگشان این است که تجارب گذشته شان توانایی آن ها در مادر موثر بودن را تحت تاثیر قرار داده است.
من هم چنین با زنانی کار می کنم که آگاهانه تصمیم گرفته اند که مادر نشوند. اگرچه بسیاری از این زنان به این اشاره کرده اند که عاشق بچه ها هستند، به خودشان قول داده اند که بچه دار نشوند. آن ها معتقدند که به لحاظ احساسی نمی توانند «یک مادر خوب» بشوند و اینکه بچه دار شدن یک عمل خودخواهانه است.

تاثیرات طولانی مدت سواستفاده از کودکان

آنها در مورد «گند زدن» یا «خراب کاری کردن» در مورد بچه هایشان وحشت زده اند و می ترسند که درد خودشان را به نسل بعدی انتقال دهند. آن ها تنها به این دلیل نمی خواهند بچه دار شوند که بچه هایشان دردهایی را که خودشان در کودکی و جوانی تحمل کرده اند، تجربه نکنند.
در نهایت، آنها نگرانند که نتوانند بچه هایشان را در مقابل سواستفاده محافظت کنند یا ایمنی شان را حفظ کنند. این گروه از زنان در طول زندگی شان برای بچه دار نشدن سوگواری می کنند و عمیقا در زمینه تجربه مادر شدن احساس فقدان می کنند.
مراجعان می گویند که موانعی هیجانی را احساس می کنند که ظرفیت دوست داشتنی بودن و ابراز عشقشان به شیوه ای سالم را کاهش داده است. آنها احساس غرق شدن می کرده اند و نمی دانستند که چگونه حد و مرزهای سالمی را تعیین کنند، و بین بیش از حد سفت و سخت بودن یا بیش از حد پذیرا بودن در مقابل دیگران در نوسان بوده اند. مهم تر اینکه آنها نمی دانستند که چگونه از خودشان یا کودکانشان محافظت کنند.
بعضی از این زنان از احساس کرختی یا مرده ی متحرک بودن حرف می زدند. بسیاری نیز احساس می کردند که کمترین کارایی را دارند و برای پاسخگویی به نیازهای اساسی خودشان به غذا، لباس و مسکن، در جنگ بودند. بعضی از آنها می گفتند که از درون مرده اند و نمی توانند بخندند، لذت ببرند یا لبخند بزندد، یا به اندازه کافی احساس مثبتی را تجربه کنند تا بتوانند به وجود کرخت و یخ زده شان جان بخشند یا به زندگی معنایی بخشند.
برای کودکان، کرختی یک دفاع است که برای سازگار شدن با رفتار های معیوب درون خانه به کار می رود. کرختی هیجانی به از سر گذراندن فریادها، نظرات آسیب زا، صحنه های خشونت خانگی، سواستفاده، و مدیریت تجارب همراه با فقر کمک می کند. در حالی که برای بزرگسال، ادامه ی استفاده از مکانیزم های دفاعی چون کرختی، انکار، فراموشی یک کار ناسالم است و در عملکرد روزمره فرد تداخل ایجاد می کند.
در اولین شب یک گروه از بازماندگان سواستفاده جنسی، زنی گفت که هدفش از درمان شدن «احساس کردن، احساس هر چیزی» بود. برای او مهم نبود که احساس غم، ترس یا عصبانیت باشد، تنها می خواست که احساس کند. او از کرختی اش خسته شده بود که معتقد بود باعث جدایی او از دیگران و دنیا شده است. یکی از مادران در این گروه می گفت که حالت کرختی اش داشت توانایی او برای مراقبت از کودکانش را تحت تاثیر قرار می داد. او نمی توانست بازی کند، بخندد، به بازی ها بپیوندد و خودمختار باشد یا اینکه نمی توانست بچه هایش را بی آنکه خاطرات و تصاویر سواستفاده شدن را به یاد بیاورد، ببوسد یا بغل کند.
زمان تسهیل این گروه، در اولین شب ملاقاتمان، پس از آنکه زنان خودشان را معرفی کردند، من این سوال را پرسیدم، «سواستفاده جنسی زندگی تان را چگونه تحت تاثیر قرار داد؟» از مشارکت کنندگان خواسته شد که لغاتی را که به بهترین شکل تاثیر تجربه سواستفاده جنسی در دوران کودکی را بر زندگی شان توصیف می کند، به ذهن آورند. لیست لغات همواره طولانی است و برای بسیار از زنان، این اولین باری است که در یک محیط و فضای پذیرنده و همدلانه، فرصت صحبت کردن و افشای رازهای طولانی مدتشان را می یابند. پاراگراف زیر لیستی از واژگانی است که چگونگی تاثیر سواستفاده جنسی در کودکی را بر زندگی بزرگسالی توصیف می کند، که توسط اعضای گروه تولید شد:
اعتماد به نفس پایین، تنفر از خود، مشکل داشتن با صمیمیت، بی اعتمادی، ناراحتی با بدن خود، بی ارزشی، ناراحتی از دیده شدن، نیازمندی عاطفی، اضطراب، مشکل با حد و مرز گذاشتن، افسردگی، اعتیاد به الکل، اعتیاد به مواد، مشکل خشم، هراس، دوست داشتنی نبودن، کثیفی، ناقص بودن، به آسانی تحریک شدن، مشکل با حد و مرزها، مراقبت نشده، زودباور، خوشایند مردم، دیگران را در اولویت قرار دادن، ترس از قدرت، ارعاب به راحتی، عجیب و غریب بودن از نظر اجتماعی
مراجعان من تصمیم گرفتند وارد شوند از آنجا که یک عمر درگیر عواقب و نشانگان مرتبط با تاثیرات طولانی مدت سواستفاده بودند. آنها معتقد بودند که گذشته شان آنها را در زندگی کنونی شان دنبال کرده و توانایی آنها برای موثر بودن در خانواده، دوستی ها و محیط های کاری تحت تاثیر قرار داده است.
این زنان می خواستند که رفتارهای منفی، الگوهای فکری، و دفاع هایی را که زمانی به آن ها در مدیریت خشونتی که به عنوان کودک تجربه کرده بودند، کمک کرده بود را بشکنند از آنجا که دیگر در زندگی بزرگسالی شان موثر نبودند. بسیاری از مراجعان من به تنهایی متحمل سواستفاده در دوران کودکی شده بودند و اکنون در بزرگسالی به دنبال حمایتی هستند تا بلکه بتوانند از این زخم ها تسکین یابند.
https://www.psychologytoday.com/us/blog/breaking-the-silence/201808/the-long-term-impact-child-abuse