هنر درمانی برای کودکان


هنر ابزاری برای تسکین روح کودکان
نویسنده: جمعی از نویسندگان
تخمین زمان مطالعه: 3 دقیقه
هنر یکی از جنبه های جهانی و مهم بیانگر انسان است و طول عمرش به قدمت تمدن بشری است. استفاده از هنر برای تسکین و تسلط، به قدمت نقاشی های ترسیم شده بر دیوار غارهاست (آرون-بین، ۲۰۰۵). هنر بیانگر، فعالیتهایی چون رقص، نقاشی، نمایش، نوشته های خلاقانه، نوشتن شعر، نواختن موسیقی، مجسمه سازی و عکاسی را در بر می گیرد.
هنرهای خلاقانه به بچه ها فرصت رشد آرامش جسمی و روانی را می دهد. بسیاری از کودکان و بزرگسالانی که در کمپ نازی ها در طول جنگ جهانی دوم زندانی بودند، از نقاشی و طراحی برای سازگار شدن با فجایع ترسناکی که در طول روز با آن مواجه می شدند، استفاده می کردند.

هنرهای بیانگر برای طولانی مدت به منظور ارتقای سلامت روان و حمایت اجتماعی در کار با کودکان مورد استفاده قرار گرفته اند. هنر به کودکان امکان بیان احساسات، ادراکات، افکار و خاطراتشان را می دهد در حالی که کلمات چنین امکانی را فراهم نمی کنند (مالچیودی، ۲۰۰۵). مطالعات نشان می دهد که هنرهای بیانگر از طریق ایجاد فرصت برای به اشتراک گذاشتن تجارب در فضایی همدلانه و حسی برای بچه های آسیب دیده امکان رهایی از اضطراب و استرس های روان شناختی را فراهم می سازد.

هنر درمانی برای کودکان

به طور ویژه تر شواهدی وجود دارد که نشان می دهد پرداختن به فعالیت های هنری، حتی به عنوان ناظر فعالیت‌های خلاقانه دیگران بودن یا مبتدی بودن در کارهای خلاقانه، می تواند خلق، هیجانات، و دیگر حالات روان شناختی را افزایش دهد و هم چنین تاثیر قابل توجهی بر پارامترهای فیزیولوژیکی مهم دارد. هم چنین درگیری در فعالیت های خلاقانه پتانسیل کاهش افسردگی و استرس را دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای تسکین خستگی ناشی از بیماری های مزمن عمل کند.
هنر درمانی کاربرد هنر به عنوان یک ابزار روانشناختی برای کمک به ارتقای ابراز وجود، مهارت های سازگاری خلاقانه، و تقویت حس خود است. در واقع کاربرد هنر برای کمک به افراد در شناخت چالش های متفاوت و مسائلی است که در زندگی شان با آن مواجه می شوند.
هنرهای بیانگر به بچه ها از طریق تغییر فیزیولوژی شان کمک می کند. پرداختن به هنرهای نمایشی به تغییر سیستم پاراسمپاتیک مغز کودکان منجر می شود (لین، ۲۰۰۵). تنفس شان کندتر می شود، فشار خونشان کاهش می یابد، و بدنشان ریلکس تر می گردد. این تغییرات به کاهش بیش برانگیختگی فیزیولوژیک یا پاسخ جنگ و گریز که با استرس همراه است، می انجامد.
نمایش خلاقانه زیست شیمی را تعدیل می سازد و سلامت جسمی را ارتقا می دهد. زمانی که کودکان در فعالیت های هنری شرکت می کنند، به میزان زیادی وضعیت بدنی شان تغییر می کند. فرایندهای خلاقانه باعث می شود که مناطق خاصی از مغز، اندورفین و دیگر انتقال دهنده های عصبی را آزاد کنند که بر سلول های مغز و دیگر سلول های سیستم ایمنی تاثیر می گذارند، درد را تسکین داده و به فعالیت موثرتر و کارآمدتر سیستم ایمنی می انجامد.
اندورفین مانند مخدر عمل می کند، به تجربه گشایش، ارتباط، و آرامش منجر می شود. در اتصال با این تغییرات فیزیولوژیک، هنر می تواند به طور منظمی نگرش های افراد، حالات هیجانی و ادراک درد را تغییر دهد (لان،۱۹۵۷).
عصب روانشناسان نشان داده اند که مراقبه، هنر و تسکین از منبع واحدی در بدن سرچشمه می گیرند: تمامی اینها با الگوهای تغییرات مغزی و بدنی مشابهی در ارتباطند. سن و مرحله رشدی یک کودک اثر عمیقی بر این دارد که چگونه تجربه تحصیلی، مراقبت والد فرزندی یا درمانی بر مغز او تاثیر گذارد. کودکانی که در سن پایین دچار تروما شده اند به طور متفاوتی نسبت به دیگر کودکانی که در سنین بزرگسالی دچار تروما می شوند سازگار می شوند.
با توجه به شیوه ای که مغز رشد می کند، از پایین به بالا و از درون به بیرون، مناطق متفاوتی از مغز در طول تروما با توجه به سن کودک تحت تاثیر قرار می گیرند. هر چه سن کودک در طول تروما پایین تر باشد، تحریک راه های عصبی خاصی که رشد سالم مغز را ارتقا می دهند، بیشتر نیاز است.
هنرهای بیانگر به کودکان در مدیریت تجارب بسیار سخت یا دردناک که جذبشان مشکل تر است، بسیار کمک می کند. در واقع آگاهی و رشد روانشناختی یک کودک از طریق هنرهای بیانگر رشد می کند. استفاده از هنرهای بیانگر به رشد هوش حسی حرکتی کودکان کمک کرده که به کودکان در تجسم و بیان مفاهیم و ایده های انتزاعی شان کمک می-کند.
اگر کودکان استعداد رشد و شکوفا شدن را داشته باشند، ما باید تمامی روش های نوآورانه، ارزان و اثبات شده علمی را که به آنها در رهایی و تسکین ترومای کودکی شان کمک می کند، به کار بگیریم. .