تربیت جنسی کودک


آنچه که بایستی در مورد تربیت جنسی بدانیم
تخمین زمان مطالعه: 5 دقیقه
جمعی از نویسندگان
یکی از رسالت ها و دغدغه های اصلی اکثریت بزرگسالان، پرورش کودکانی سالم و شاد است. کودکی که الفبای کودکی را آموخته باشد، کودکی که از حق کودکی کردن محروم نشود و کودکی او، به اسبابی برای آزار و سوءاستفاده تبدیل نشود. اما متاسفانه هر روز با اخباری اسف بار از کودک آزاری در گوشه و کنار جهان مواجه می شویم، اخباری که قلبمان را به درد می آورد و تصاویر کودکانی که چهره شان پر از ناامیدی و درد است.
بر اساس گزارش های سازمان یونیسف، آمار کودک آزاری به شدت نگران کننده است. بر اساس آمار منتشر شده از سازمان جهانی بهداشت (WHO) و یک سازمان مستقل حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان (ICDO)،
بیش از پنج میلیون کودک سالانه، مورد آزار و اذیت قرار می گیرند که بیش از 14 تا 17 درصد موارد به مرگ منجر می شود. بر
اساس گزارش این سازمان ها بیشترین آمار گزارش نشده ها مربوط به کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه است که خانواده ها بر اساس باورهای غلط و از ترس آبرویشان آسیب را گزارش نمی دهند و در نهایت کودک می ماند و حجم تحمل ناپذیری از بغض و ناامیدی و دنیایی که برای او سراسر ناامنی و وحشت است. مطمئنا این آسیب به یک لحظه و یک خانواده محدود نمی شود. کودک آسیب دیده بزرگ می شود، کودک آسیب دیده وارد جامعه می شود و پژوهش ها نشان داده اند که خود این کودک در آینده تبدیل به فردی آزارگر می شود (نیلسون، 1957؛ اکهارت، 2002).
یکی از بحران ها و آزارهای اصلی بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت به ویژه در کشورهای آسیایی به آزار جنسی و جسمی مربوط می شود. بزرگسالانی که کودکان را ابزار تخلیه تکانه های لحظه ای شان قرار می دهند و زندگی سالیان آینده او را محکوم به نیستی می کنند. بر اساس گزارش های همین سازمان، آزارگران الزاما افرادی غریبه و دور از دسترس نیستند بلکه اکثریت این آسیب ها از طریق افراد خانواده ی نزدیک رخ می دهد.
اما راه چاره چیست؟ آیا با سانسور کردن ماجرا و نادیده گرفتن آن و یا بغض کردن و سوگواری برای کودکان از دست رفته و یا عکس های بیشماری که روزانه در صفحات اینستاگرام و کانال های خبررسانی آپلود می -شود، درمانی اتفاق افتاده است؟! و یا با وحشت و زندانی کردن کودکان درون خانه ها این آسیب ها به پایان رسیده است؟ درمان می تواند از عضو عضو جامعه شروع شود. بر اساس پژوهش ها بهترین و ماندگارترین راه درمان، دانش افزایی است. دانشی که از مهم ترین کانون جامعه، یعنی خانواده که محوریت آن با والدین است، شروع شود و از طریق والدین، انتقال دانش به کودکان و نوجوانان رخ دهد. در نتیجه فرزندپروری و ایجاد ارتباطی امن و سالم بین والدین و کودکان، مهم ترین بستر برای تسهیل این دانش است.
چرا که در بستر یک رابطه امن است که نیازهای کودکان و والدین شناخته شده و پاسخ مناسب فراهم می -شود. تربیت جنسی به معنای شناخت خط قرمزها، آگاهی نسبت به مراحل رشد روانی جنسی، توانایی جرات ورزی و دفاع از خود، توانایی نه گفتن، شناخت ترس و خشم و مراقبت های پس از سانحه است.
نکاتی که بایستی در هر مرحله سنی در زمینه تربیت جنسی رعایت شود:
تا پنج سالگی باید:
نام صحیح اعضای بدن از جمله اعضای تناسلی را بداند، درک کنه بچه از کجا می آید یعنی رحم مادر، دانستن مفهوم فضای خصوصی هنگام تعویض لباس و رفتن به توالت، عزت نفس نسبت به هویت مذکر یا مونث خود.
بین شش تا نه سالگی باید:
درک تولید مثل حیوانات و گیاهان به عنوان بخشی از چرخه حیات شان، در پاسخ به سوالاتی چون «نوزاد از کجا می آید؟»، «چطوری می رود توی دل مامان؟» چیزهایی شنیده باشد
از تفاوت دو جنس آگاه باشد و نام صحیح اعضای تناسلی زنانه و مردانه را بداند. مفاهیم مربوط به خانواده یعنی پدر و مادر شدن، طلاق و ازدواج مجدد را بفهمد. بهداشت شخصی و سلامتش را حفظ کند. مفاهیم دوستی و عدالت را بفهمد و بتواند احساساتش را با والدین و افراد قابل اعتماد بزرگسال دیگر در میان بگذارد.
موضوع جنسیت را قبل از رسیدن کودک به دوران بلوغ با او در میان بگذارید.
بچه های نوپا که دوست دارند رضایت اطرافیان را جلب کنند، برای یاد گرفتن اسامی قسمت های مختلف بدن از جمله اعضای تناسلی خود آمادگی دارند. بهتر است نام اعضای تناسلی را از همان ابتدا درست بدانند زیرا بعدها باید دوبرابر زحمت بکشند و همان قدر هم دچار شرم و حیا شوند.
بنابراین بازی نام بردن اعضای بدن، درسی ساده برای کالبدشناسی است. از فرصت استفاده کنید و موقعیتی آموزشی ایجاد کنید و درباره خصوصی بودن بعضی از اعضای بدن صحبت کنید.
به کودکان هرچه زودتر بیاموزید که برای جسم خود قدر و ارزش قائل شوند تا به تصویر قویتری از خود نائل شوند و بعدها نیز در ده-دوازده سالگی هنگام نوجوانی و در دوره بزرگسالی، تصویر قوی تری از خود نشان می دهند.
والدین بهتر است به بچه ها در مورد گوناگونی های ظاهری آدم ها اطلاعاتی بدهند و به آنها آموزش دهند که به این تفاوت ها احترام گذارند و پذیرش داشته و به آن افتخار کنند.
بیشتر بچه ها از اینکه شبیه یکی از والدین شان باشند لذت می برند بویژه اگر به او علاقه داشته باشند. احساس تعلق، نیازی همگانی است که به فرد، معنا و احساس پیوستگی می دهد.
بچه ها باید ببینند که والدین شان فرم بدن شان را قبول دارند و از اندام دیگران نیز انتقاد نمی کنند. باید متوجه شوند که نباید بخاطر تفاوت ها، سر به سر کسی گذاشت یا او را مسخره کرد.
بچه ها را تشویق کنید که الگوی تغذیه ای سالم داشته باشند و بهترین الگو در این زمینه، والدین اند.
بین نه تا سیزده سالگی باید:
جنسیت را به عنوان بخشی طبیعی از زندگی درک کند.
با تغییرات طبیعی دخترها و پسرها در دوران بلوغ آشنا شوند: دخترها عادت ماهانه و پسرها نعوظ دارند.
بتواند با دیگران دوست شود و دوستی هایش را حفظ کند. درک روند تولید مثل: مفاهیم آمیزش جنسی، پدر و مادر شدن، سقط و جلوگیری
درباره انتقال ایدز و بیماریهایی که از طریق جنسی منتقل می شوند اطلاعات بیشتری به دست بیاورد، درک مفهوم خصوصی بودن بعضی از اعضای بدن و دانستن سوءاستفاده جنسی، تشخیص آن، نحوه خودمراقبتی، چگونگی رفتار در موقعیت های خطرناک.
سوءاستفاده جنسی چیست؟ درگیر شدن کودک در فعالیت جنسی که از نظر سطح رشدی و تکاملی متناسب نبوده و بر خلاف شرع، عرف و قوانین است. تعریف قانونی: تماس جنسی فرد بزرگسال (بالای 18 سال) با یک کودک (کمتر از 18 سال) که معمولا با تحت فشار قرار دادن و استفاده از زور و یا فریب و اغوا نمودن قربانی رخ می دهد.

تربیت جنسی کودک

اگر سن مهاجم کمتر از 18 باشد درصورتی سوءاستفاده گفته می شود که تفاوت سنی خیلی زیاد باشد یا مهاجم قربانی را به زور به رابطه وادار کرده باشد. ممکن است مکرر و یا یک باره باشد، یک یا چندنفر یا هم جنس و غیرهم جنس باشد.
اشکال مستقیم: لمس بدن از روی لباس، بوسیدن، تماس تناسلی، مقعدی و بکارگیری اشیای نافذ
یا غیرمستقیم: نمایشگری جنسی، عکسبرداری یا تصویربرداری و یا پخش تصاویر در اینترنت
توسط محارم: زمانی که کودک توسط خویشاوندان درجه یک نظیر پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو، دایی و ... به فعالیت جنسی وادار شود. اما کنجکاوی های جنسی کودکان همسال در پیش دبستانی و دبستان، سوءاسستفاده محسوب نمیشود.
بیشترین دوره سنی که سوءاستفاده رخ می دهد: بین 8 تا 11 سالگی.
موقعیت های خطر: زمانی که فرد بزرگسالی با کودک یا دو کودک تنهاست و پدر و مادر حضور ندارند.
حضور دو کودک در کنار هم بویژه اگر تفاوت سنی شان قابل توجه باشد.
مهاجم باید بتواند وقت زیادی با خانواده بگذراند تا قابل اعتمادشان شود و در نتیجه بیشتر مهاجمان، آشنایان و خویشاوندانند. 60 درصد مهاجمین مورد اعتماد خانواده بوده و 90 درصدشان خانواده از قبل آنها را می شناخته اند.
در نتیجه والدین باید بر تمامی فعالیت های آموزشی، فوق برنامه، تفریحی و افرادی که با کودک در ارتباط اند نظارت کنند.
راه های مهاجمین برای منع افشای آزار توسط کودک: 1- تقویت احساس شرم در کودک 2- سرزنش کودک و انداختن مسئولیت آزار به دوش کودک 3- ترساندن کودک از واکنش احتمالی اطرافیان 4- گیج نمودن کودک و مخدوش کردن واقعیات 5- تهدید 6- طبیعی جلوه دادن این رفتار
اثرات ناشی از سواستفاده جنسی
مشکل در روابط بین افراد خانواده، متزلزل شدن رابطه ی عاطفی بین والدین، احساس گناه و ناتوانی در انجام وظیفه ی مراقبت از فرزند، بروز احساسات منفی بین افراد خانواده، مثل خشم و نفرت (به خصوص اگر مهاجم از افراد خانواده باشد)، یا برعکس بروز هیجانات مثبت افراطی، توجه بیش از حد و برآورده سازی افراطی درخواست های کودک، به کارگیری روش های نامناسب فرزندپروری، بروز مشکل در تعامل خانواده با اطرافیان، افت عملکرد شغلی والدین و آسیب های اقتصادی.
اگر کودک به یکباره رفتارهایی می کند که قبلا نشان نمی داده: پرخاشگری، لجبازی، ترس، اضطراب زیاد، وابستگی شدید به مراقب، شب ادراری، بیش برانگیختگی، شکایت های مکرر جسمی، مشکلات به خواب رفتن و یا بیدار شدن های مکرر درخواب، كابوس هاى شبانه، تغییرات خلقی، بروز رفتارهای جنسی، اشارات جنسی مکرر در بازیها یا نقاشی ها، فکر خودکشی یا اقدام به آن، خیره شدن های مکرر به یک نقطه یا در فکر فرو رفتن به مدت طولانی، افسردگی، احساس گناه، احساس بی ارزشی، افت تحصیلی، تغییر در عملکرد مدرسه و یا امتناع از مدرسه رفتن، در سنین بالاتر احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه، رفتارهای جنسی نامتناسب، اقدام به خودکشی، آسیب رساندن به خود یا دیگران، آتش افروزی و مصرف مواد مخدر افزایش مییابد. در صورت بروز این رفتارها باید با متخصصان مربوطه مشورت کرد.
در مورد آزار، رابطه کودک با مهاجم اهمیت زیادی دارد. اگر فرد آشنا یا مورد اعتماد والدین باشد، احساس عدم امنیت کودک بیشتر است. اما زمانی که مهاجم، غریبه است معمولا کودک امکان برخورداری از حمایت -های خانوادگی و اجتماعی بیشتری دارد و در نتیجه احتمال آسیب کمتر است.
مهمترین مسئله در صورت وقوع آزار، سازگاری کودک است نه فراموشی کامل مسئله، زیرا امکان پذیر نیست.
پیشگیری
1- داشتن نظارت کافی بر کودکان و تعاملات شان با سایرین، 2- پیش بینی شرایطی که در آن احتمال آزار جنسی برای کودک بیشتر است 3- شناخت عوامل خطر فردی 4- شناخت عوامل خطر خانوادگی 5- آموزش مهارت های خودمراقبتی: نه گفتن، ترک محل، گفتن به بزرگسال قابل اعتماد، و در موارد ضروری شماره گیری 110 و 123 و این آموزش ها بهتر است ضمن بازی با کودک بدون آنکه در او ترس و وحشت ایجاد کند ارائه شود.