همسریابی و ملاقات


زمانی که قوانین جاذبه درست عمل نمی کنند
همسریابی و ملاقات
نویسنده: دکتر مادلین فوگر
مترجم: روژان صمدی
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
چه چیزی شما را به یک شریک بالقوه جذب می کند؟ ظاهر خوب؟ شخصیت عالی؟ شوخ طبعی؟
ما معمولا به کسانی که از لحاظ جسمی جذابند، شبیه به خودمان هستند و با ما آشنا هستند جذب می شویم. با این حال، این عوامل همیشه جذابیت را القاء نمی کنند. در واقع، اغلب تناقضات مستقیمی با این قوانین اساسی جاذبه وجود دارد.
1- جذابیت ظاهری

جذابیت رمانتیک اغلب با تجربه جذابیت ظاهری آغاز می شود و ما را به طرف شرکای بالقوه ای هدایت میکند که سالم و قادر به تولید مثل هستند. با این حال، اهمیت جذابیت ظاهری ممکن است بیش از حد مورد توجه قرار گیرد. برای تجدید نظر، جفت های بالقوه الزاما نباید جذاب باشند، بلکه مهم این است که برای ما جذاب باشند. در واقع بسیاری از ما به دلیل ترس از طرد شدن در نزدیک شدن به افراد جذاب شکست می خوریم.

همسریابی و ملاقات


در عوض، به نظر میرسد که ما درک مان از جذابیت ظاهری دیگران را بر اساس سطح جذابیت ظاهری خودمان تنظیم می کنیم. به عنوان مثال، افراد جذاب تر تمایل دارند که افراد کمتری را جذاب در نظر بگیرند، در حالی که افراد با جذابیت کمتر طیف وسیعی از شرکای بالقوه را جذاب می دانند. این سازگاری ادراکات ما از جذابیت ظاهری به نظر می رسد که برای روابط مان مناسب باشد: پیدا کردن یک شریک که سطح مشابهی از جذابیت ظاهری را با ما به اشتراک می گذارد، موفقیت رابطه ما را در دراز مدت افزایش می دهد.

علاوه بر این، هرچه ما بیشتر از یکدیگر بدانیم، جذابیت ظاهری اهمیت کمتری در شروع و حفظ یک رابطه طولانی مدت پیدا می کند. قانون جاذبه ظاهری باید اصلاح شود: ما لزوما شرکایی که به لحاظ ظاهری جذاب هستند را دنبال نمی کنیم اما جذابیت ظاهری برای مان وسوسه کننده است.

تصمیمات دوست یابی و جفت یابی به نظر می رسد که این قانون اصلاح شده جذابیت را منعکس میسازد. ما تصمیم میگیریم رابطه با کسانی را دنبال کنیم که برای ما جذاب هستند. همچنین دلایل خوبی برای اجتناب از شرکای بسیار جذاب وجود دارد: روابطی که افراد بسیار جذاب را جذب میکنند، به احتمال کمتری در طولانی مدت دوام می آورند.
۲- شباهت
شباهت درک شده یک شاخص قوی برای دوست داشتن است و به نظر میرسد که پیشبین مهم هر دو رابطه دوستی و روابط عاشقانه است. ما به کسانی که از لحاظ نگرش، زمینه تحصیلی، ویژگی های جمعیت شناختی و حتی اسم کوچک مشابه مان هستند، تمایل داریم. با این حال، هنگامی که در مورد روابطمان فکر می کنیم اغلب درباره شباهت شخصیت فکر می کنیم تا انواع دیگر آن. در حقیقت، ما در ویژگی های شخصیتی کمتر به شرکای عشقی مان شباهت داریم، ما در نگرش ها و ارزش هایمان شبیه شرکای رمانتیک مان هستیم.

به نظر می رسد که قانون جذب باید مجددا در زمینه شباهت شخصیت اصلاح شود: به نظر نمی رسد که ویژگی های شخصیتی ما شباهت مطلقی با ویژگی های شریکمان داشته باشد. به عنوان مثال یک شریک ممکن است بیشتر از دیگری برون گرا باشد و یا کمتر وظیفه شناس باشد. آنچه که در تشابه شخصیت مهم است، الگوی کلی هر دو طرف در ویژگی های شخصیتی است.

اگر هم شما و هم شریک زندگی تان نسبتا برون گرا هستید و وظیفه شناسی و انعطاف کمتری دارید و به تجربیات جدید باز هستید، الگوهای شخصیتتان در بین صفات ممکن است نسبت به سطح شباهت شما در هر یک از ویژگی های خاص، شبیه تر باشد. این تشابه مبتنی بر الگوی شخصیت نسبت به تشابه در ویژگی های فردی به نظر می رسد که با رضایت رومانتیک بیشتری مرتبط باشد.

۳-.آشنایی
نظریه کلاسیک در معرض قرار گرفتن نشان می دهد که هرچه بیشتر ما با یک شخص روبرو می شویم، بیشتر این فرد را دوست داریم. شواهد تجربی نشان می دهد که ما عکس هایی را جذاب میبینیم که غالبا آنها را میبینیم و ما مردمی را جذاب تر میبینیم که بیشتر با آنها روبرو میشویم. حتی دوست داریم که بیشتر آنها را ملاقات و با آنها ارتباط بر قرار کنیم.
علاوه بر این، بیشتر کسانی را جذاب می دانیم که به لحاظ ظاهری به ما و اعضای خانواده مان شباهت دارند. با این حال، افزایش آشنایی همیشه منجر به افزایش دوست داشتن نمی شود. ملاقات با افراد اغلب می تواند منجر به دلخوشی یا ناسازگاری شود، مثل وقتی که همسایگانی عالی یا همسایگانی پر سر و صدا داریم. علاوه بر این گاهی اوقات تازگی بیش از آشنایی، جذابیت ایجاد می کند.

لیتل و هعمکاران (2013) نشان دادند که پس از قرار گرفتن در معرض عکس هایی از زنان، زنان شرکت کننده زنان آشنا را جذاب تر توصیف میکنند، در حالی که مردان، زنان آشنا را کمتر جذاب دانستند. علاوه بر این، نویسندگان دریافتند که زنان، چهره مردانی را جذاب تر نشان دادند که شبیه شرکای فعلی شان بودند، در حالی که مردان چهره زنانی را که شبیه شریک های فعلی شان بودند، کمتر جذاب ارزیابی کردند. حتی زنان نیز ممکن است در زمان های خاصی شریک های کمتر آشنا را ترجیح دهند: سالوادور و همکاران کشف کردند که زنان در بارورترین بخش از چرخه قاعدگی خود، مردان قومیت های دیگر (اما نه از قومیت خودشان)را جذاب تر یافتند. این محققان فرض کردند که جذابیت بیشتر غریبه ها ممکن است به دلیل تمایل ناخودآگاه به تنوع و تفاوت فرزندان ژنتیکی از خودمان باشد. بنابراین،یک بار دیگر، نیاز است که در قوانین جذابیت تجدید نظر شود: در بعضی از شرایط آشنایی ممکن است جذاب باشد و در شرایط دیگر ممکن ممکن است تازگی جذابیت بیشتری داشته باشد.

اگر به نظرتان می رسد که قوانین جاذبه بر اساس انتظار شما عمل نمی کنند، این استثنائات را در نظر بگیرید.