باورهای غلط در مورد دوستی

باورهای غلط در مورد دوستی و چگونگی کمرنگ ساختن آنها
باربارا جیسون
تخمین زمان مطالعه: 4 دقیقه
زمانی که مشکلی با شریک عاطفی ، یکی از اعضای خانواده یا حتی یکی از همکارانمان داریم، غالبا به اولین کسی که رجوع می کنیم، دوستمان است. زمانی که به گوشی برای شنیده شدن، کلمات تشویق کننده و یا به کمی راهنمایی نیاز داریم، دوستان ما حضور دارند. آنها در حل مسئله و سازگاری با احساسات سختی که از مجادلات شخصی یا بین فردی ناشی می شوند به ما کمک می کنند. اما زمانی که با دوستانمان مسئله داریم، به چه کسی پناه می بریم؟ دیگر افراد مهم زندگی مان همیشه بینشی به دوستی هایمان ندارند. به علاوه، در صورتی که از دیده شدن به عنوان یک خبرچین یا شایعه پرداز بترسیم، از قرار دادن  شان در موقعیتی که احساس ناراحتی کنند، اجتناب می کنیم.
در صورتی که هیچ دوست مشترکی نداشته باشیم که به او رجوع کنیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
سد مهم دیگری نیز وجود دارد که می تواند سازش با چالش های دوستی را مشکل سازد، و این سد بزرگ همان ادراکات غلطی است که ما از دوستانمان بعنوان افرادی بزرگسال داریم.
شرم دوستی
در بررسی دوستی هایمان غالبا با عدم ارتباط ایده هایمان در مورد آنچه که دوستانمان باید باشند و واقعیت آنچه که دوستان بزرگسال مان انجام می دهند، مواجه می شویم.
بسیاری از ما انتظار داریم در اوایل بزرگسالی مان بدانیم که چگونه دوستی هایمان و چالش هایی که با این ارتباطات همراه می شوند را مدیریت کنیم. اینها مهارت هایی هستند که ما در اوایل کودکی و نوجوانی مان یاد می گیریم و زمانی که کالج و حتی دبیرستانمان را تمام می کنیم، بایستی به آن مجهز باشیم.
مشکل این است که نه تنها این باور نادرست است، می تواند باعث شود که فکر کنیم تنها ما هستیم که در کشمکشیم و این برداشت غلط، ما را با احساس ناامیدی، خجالت یا تنهایی رها می کند. این به نوبه خود می تواند باعث شود که به احتمال کمتری به مشاوره یا حمایت در زمینه موضوع کشمکش و تعارض مان دست یابیم.
البته، این گونه انتظارات و باورهای غلط برای روابط عاشقانه نیز مصداق دارند. تفاوت آن است که ما معمولا بیشتر به حرف زدن در موردش اشتیاق داریم. با باز نبودن نسبت به خودمان و دیگران، این باور را تقویت می کنیم که هر کس دیگری می داند که چه کاری انجام می دهد و تنها ما هستیم که نمی دانیم. هم چنین به خودمان شانس به آزمایش گذاشتن باورهایمان در مورد دوستی هایمان را نمی دهیم و در نتیجه نمی توانیم تشخیص دهیم که ممکن است باورهایمان کاملا درست نباشند...
ادراکات رایج غلط و حقیقت هایی در مورد دوستی های بزرگسال
به عنوان یک بزرگسال باید بدانیم که چگونه دوست پیدا کنیم و دوست بمانیم.
هدایت دوستی به عنوان یک بزرگسال می تواند مشکل باشد. مانند تمامی روابط، دوستی ها به زمان و تلاش نیاز دارند و انجام این همیشه آسان نیست، بویژه زمانی که ما در تلاشیم که دوستی ها و مسئولیت های دیگرمان را متوازن سازیم. چالش هایی که در دوستی هایمان تجربه می کنیم، در طول زمان می تواند تغییر کند. حتی اگر زمانی که جوان تر بودیم موفقیت هایی داشته ایم، ممکن است به ناگاه خودمان را در شهر یا مرحله ای جدید از زندگی ببینیم که در آن برای گسترش دایره دوستی هایمان، حفظ دوستی های قدیمی -مان و یا حتی رها شدن از یک دوستی ناسالم یا سمی تلاش می کنیم. تکنولوژی به عنوان اتفاقی اعجاب -انگیز روشی ارتباطی ما را تغییر داده و ادراکات غلطی را ایجاد کرده که نیاز داریم نحوه مدیریت شان را بیاموزیم.
2. به اندازه کافی دوست نداریم.
هیچ آمار دقیقی از تعداد دوستانی که بایستی داشته باشیم وجود ندارد. تعدادی که برای یک نفر کفایت می-کند ممکن است برای دیگری کم باشد. مسئله تعداد دوستان نیست، بلکه ادراک و رضایت ما از حمایت اجتماعی است که دریافت می کنیم. تنها داشتن یک دوست صمیمی نزدیک می تواند اثر مثبت قابل ملاحظه ای بر سلامت جسمی و روانی ما داشته باشد. بهتر است که به جای کمیت به دنبال کیفیت باشیم.
3. باید دوستی را داشته باشیم، که بهترین و صمیمی ترین دوستمان باشد.
همانگونه که بزرگتر می شویم، ادراک مان از بهترین دوست می تواند تغییر کند. مهم تر از برچسب یا جایگاهی که برای دوستانمان قائل می شویم، این است که دوستی هایمان متقابل اند. اینکه هر کدام از طرفین رابطه دیگری را بعنوان یک دوست در نظر داشته باشد. این ممکن است آسان به نظر برسد، اما پژوهش ها نشان می دهند که بیش از نیمی از دوستی هایمان در واقعیت غیر متقابلند. هم چنین ممکن است یادآوری این مسئله که تنها یک نفر مسئول برآورده ساختن تمامی نیازهای دوستی مان نیست، کمک کننده به نظر برسد. داشتن یک دوست که به حمایتش اعتماد داشته باشیم و دوست دیگری که آخر هفته ها با او بیرون برویم کم ارزشتر از داشتن یک دوست به عنوان صمیمی ترین و بهترین دوست نیست.
4. ما باید دوستان دوران کودکی مان را حفظ کنیم.
ثبات یکی از نشانه های یک دوستی سالم است. حفظ دوستی ها مهم است. به ویژه زمانی که در مراحل متفاوت زندگی هستیم، پیامدهای مثبت زیادی می تواند از دوستی های طولانی مدت عایدمان شود. همانطور که گفته شده است، افراد تغییر می کنند. و همرا با آن دوستی هایمان دچار تغییراتی می شود. حفظ دوستی هایی که دیگر به ما خیری نمی رسانند بدین علت که از رها کردن شان می ترسیم، بهترین اتفاق برای ما نیست. همانطور که بزرگتر می شویم، طبیعی است که گروه دوستان مان را به آنهایی محدود کنیم که بیشترین ارزش را برایمان دارند. دوستی هایی که بعنوان بزرگسال ایجاد میکنیم، می تواند به اندازه دوستی های بچگی مان صمیمانه و ارضاکننده باشد.
5. ما دوست بدی هستیم.
دلایل زیادی وجود دارد برای آنکه دوستی هایمان را خصومت آمیز قضاوت کنیم، بویژه زمانی که تعارضاتی را تجربه می کنیم. یادآوری این مسئله که در هر رابطه نزدیکی، از جمله دوستی ها، تعارض اجتناب ناپذیر است می تواند کمک کننده باشد. این اتفاق می تواند با هم اتاقی کالج، یک همکار و یا دوستی بیست ساله رخ دهد. حتی اگر خودمان را دشمن تعارض بدانیم و ترجیح دهیم که از مکالمه مستقیم یا مواجهه اجتناب کنیم، همچنان ممکن است تحت تاثیر احساسات ناهشیار ناشی از موقعیت های مشکل یا تعارضات پیش بینی نا پذیر قرار گیریم. البته، تعارض بی پایان داستان دیگری است، اما تجربه فراز و نشیب در روابط به معنای آن نیست که ما دوست بدی هستیم یا کار بدی را انجام داده ایم. این اغلب بخشی از یک دوستی بهنجار و نزدیک است. این بخشی از انسانیت ماست. و یادگیری مدیریت تعارض به طور موفقیت آمیز ما را به دوستانمان نزدیک تر می سازد.
درمورد ادراکات غلط دوستی چه کاری می توانید انجام دهید؟

باورهای غلط در مورد دوستی

• به قوانین یا باورهای خودتان در مورد دوستی هایتان و نقش تان به عنوان یک دوست آگاه باشید (برای مثال، بایدهایتان، فرضیات تان)

این ایده ها را با افکار مفید و واقع بینانه تر مورد چالش قرار دهید. تغییر بایدها به می خواهم ها یک راهبرد سریع است که می تواند تمایز بزرگی در اشتیاق و توانایی شما در ارتباط با دیگران نسبت به گذشته ایجاد کند (برای مثال، به جای من باید دوستان بیشتری پیدا کنم بگوییم، من می خواهم که افراد جدیدی را ملاقات کنم).
• بپذیرید که انتقاد و سرزنشگری منجر به اثر عکس می شود. در واقع سرزنش خود به شما انگیزه ای برای ورود به میدان و پذیرفتن آسیب ها و خطرات را نمی دهد، در حالی که برای ایجاد دوستی های نزدیک و واقعی نیاز است
• بدانید که شما تنها کسی نیستید که در دوستی ها و روابطش جر و بحث می کند. تمامی ما می -توانیم در مورد راه هایی برای تقویت و ساخت روابط دوستی و محافل اجتماعی مان تلاش کنیم.
نهایتا، گشوده بودن کلید اصلی است. این الزاما به معنای گشودگی به یک دوست یا به اشتراک گذاری مجادلات و کشاندن جروبحث های خود در معرض دید عموم نیست. بلکه می تواند به سادگی، شناخت مشکلات و نقاط قوت درونی و باز بودن نسبت به اطلاعات و تجاربی باشد که با ایده های ما در مورد الزامات روابط دوستی بزرگسال ممکن است در تضاد باشد. این نوع از گشودگی تنها نقطه آغاز چالش کردن با ادراکات غلط مان در مورد دوستی هایمان نیست، بلکه برای گسترش ارتباطات نزدیک و معتبر و حفظ روابط سالم، ضروری است.