کمک به کودکانی که از مدرسه می ترسند



تخمین زمان مطالعه: 5 دقیقه
نویسنده: دکتر ماری هارتول واکر
مهم ترین چیزی که باید در مورد فوبیاها بفهمیم این است که آها منطقی نیستند. کودکی که از سگ ها می ترسد را نباید نصیحت کرد، سرزنش کرد و یا به خاطر آن تنبیه کرد. مسئله این نیست که ما به کودک یک سگ کوچک، آرام یا حتی اسباب بازی نشان دهیم. مهم نیست که او را مطمئن کنیم که از او در مقابل سگ ها محافظت می کنیم، و یا به او بگوییم که سگ ها «بهترین دوست انسانند» و یا به او وعده ی این را بدهیم که اگر فقط یکبار سگ ما را لمس کند به او یک بستنی بزرگ می دهیم و خودش خواهد دید که ترس ندارد.
مشکل این است که او می ترسد. او ممکن است به حدی بترسد که ضربان قلبش تند شود، تنفسش نامنظم شود، شروع به تعریق کند و بلرزد. او قطعا به این اعتقاد دارد که باید از سگ ها فرار کند و در غیر این صورت او مطمئنا می میرد. اگر نتواند فرار کند، ممکن است به نزدیک ترین بزرگسالی که در آنجا وجود دارد بچسبد.
این یک پاسخ فوبیایی تمام و کمال به موضوع ترس است. اگر بیش از یکبار اتفاق بیفتد، این امکان وجود دارد که کودک به حدی از این احساسات افتضاحش بترسد که بفهمد این احساسات با دیدن سگ ها می آیند و در نتیجه هر کاری می کند تا از آنها اجتناب کند. در صورتی که احساسات به اندازه کافی قوی باشند ممکن است نتواند حتی تصویر یک سگ و یا داستانی در مورد سگ ها را تحمل کند. سخنرانی ها و قوت قلب دادن ها کاملا بی اهمیت هستند. تمام چیزی که کودک می تواند احساس کند ترسش است و ترسش از اینکه وقتی می ترسد چه اتفاقی ممکن است برای او رخ دهد.
جانشین «مدرسه» برای «سگ»
بسیاری از ما بزرگسالان زمانی که کودک از چیزی مثل یک سگ می ترسد متوجه می شویم به ویژه اگر قبلا سگی او را گاز گرفته باشد و یا شاهد صحنه ای باشد که کسی مورد تهاجم یک سگ قرار گرفته باشد. وقتی که تلاش مان برای آرام کردن کودک نافرجام باشد با اینکه واکنش او در حال حاضر ممکن است غیر منطقی به نظر آید اما می فهمیم که دلیلی منطقی وجود دارد. و حداقل تا مدتی واکنش مان توام با شفقت و راحتی است. حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که اگر کسی بخواهد از سگ ها اجتناب کند بدترین اتفاق جهان نیست. دوست داشتن سگ ها برای بقای ما در جهان لازم نیست و اجتناب از سگ ها کاملا شدنی است.
بزرگسالان بویژه بزرگسالانی که در مدارس کار می کنند عموما در درک این پدیده که موضوع ترس کودک مدرسه باشد و یا مدرسه عامل ترسیدن کودک باشد مشکل بیشتری دارند. ضمن اینکه افرادی که معلم شده اند مدرسه را دوست داشته اند. برای آنها مدرسه جایی است که در آن موفقیت را احساس کرده اند، جایی است که چیزهای خوبی را یاد گرفته اند و جایی است که در آن احساس راحتی کرده اند. ترس از مدرسه خارج از چارچوب ادارکی آنها قرار می گیرد. اینکه واقعا بتواند درک کند که یک بچه می تواند به همان اندازه در مورد مدرسه یا کلاس ریاضی و یا نوشتن یک جمله فوبیا داشته باشد که کودک دیگری ممکن است در مورد سگ ها این میزان فوبیا را داشته باشد، زمان و تلاش بشتری را می طلبد. اما برخی از کودکان و نوجوانان احتمالا بیش از حد تصور و درک ما از بخش هایی از مدرسه و یا یک روز عادی در مدرسه واقعا فوبیا دارند.
در مورد این فکر کنید. برای بعضی از کودکان رفتن به مدرسه همانند مواجهه هر روزه با یک سگ شریر است. برای آنها مدرسه جایی است که در آن نمی توانند موفق شوند، جایی است که در آن در مورد خودشان احساس بدی را تجربه می کنند و جایی است که در آن به طور مداوم کمتر از حد انتظار نسبت به همسالان شان عمل می کنند. برای آنها هر درس ریاضی فرصت دیگری برای نشان دادن این است که چقدر احمق هستند؛ هر پروژه ی گروهی موقعیتی برای ناامید کردن همکلاسی هایشان است و هر امتحان و جلسه ی پرسش و پاسخ فرصتی برای تحقیر شدن دوباره است. روز به روز، سال به سال آنها درون موقعیتی پرتاب می شوند که به بیشترین میزان ممکن از آن وحشت دارند. و روز به روز و سال به سال ترس آها تقویت خواهد شد.
همان طور که یک کودک ممکن است از سگ ها بترسد، کودک دیگری ممکن است از مدرسه، کلاس ریاضی و یا نوشتن یک جمله بترسد. برای کودکانی که از یک جنبه ی مدرسه رفتن و نه مدرسه به طور کلی می ترسند چه کاری می توان انجام داد؟
با ترس مواجه شوید
می توان به کودکان و نوجوانانی که از مدرسه می ترسند کمک کرد. اما معمولا ضرورت اقدام و تلاش مشترک میان یک مشاور سلامت روان و یک معلم و یا معلمی است که در مورد مدیریت اختلالات اضطرابی آموزش دیده است.
برای کودکی که یاد می گیرد بر ترس از مدرسه غلبه کند، ترس او باید به طور مستقیم بررسی شود. ترس او باید نقطه تمرکز درس باشد نه اینکه به عنوان یک مانع پر در دردسر برای مسائل «واقعی» مدرسه نگریسته شود. تا زمانی که کودک فوبیا دارد، درس دادن در مورد مواجهه با فوبیا مسئله ای واقعی است. در صورتی که کودک بتواند بر فوبیا غلبه پیدا کند، احتمال دارد که او بتواند برنامه درسی را مانند هر کودک دیگری یاد بگیرد.
گام های مدیریت یک فوبیا
برنامه های بسیار پیشرفته ای برای کمک به افراد در حساسیت زدایی از چیزها یا موقعیت هایی که از آنها می ترسند وجود دارد. خواه فوبیا مربوط به ترس از پرواز، ترس از ارتفاعات، ترس از سگ ها یا ترس از مدرسه باشد، گام های برنامه به میزان زیادی یکسانند. اساسا مشاور مشاور مجموعه گام های شخصی سازی شده ای را برای کمک به فرد برای نزدیک و نزدیک تر شدن به موضوع ترس و تحمل آن برای بازه زمانی طولانی و طولانی تری ایجاد می کند.
روش های مدیریت اضطرب آموزش داده شده و تقویت می شوند. همین که فرد در مورد مدیریت ترسش تمرین می کند، یاد میگیرد که بودن در موقعیت ترسناک در واقع قابل مدیریت است و او نمی میرد. او روش هایی را برای احساس کنترل یاد می گیرد. و یاد می گیرد که او کسی است که می تواند با ترس مواجه شود و از آن خلاص شود. این ها درس های زندگی هستند که می توانند منجر به احساس اعتماد به نفس و شایستگی شوند. و یک فرد شایسته ی با اعتماد به نفس می تواند هر کاری را با اعتماد به نفس انجام دهد-حتی رفتن به مدرسه.