پارانوئید بودن همسر


چگونه می توانید پارانوئید بودن همسرتان را متوجه شوید
نویسنده: کریستین هاموند
تخمین زمان مطالعه: 4 دقیقه
اندرو با نگاه مجدد به 15 سال ازدواج شان، نشانه های اولیه ی پارانویا در همسرش را در اوایل آشنایی شان متوجه شد. او به شدت از محیط های جدید می ترسید، اعتقاد داشت که رئیسش می خواهد یواشکی مچش را بگیرد، و به طور پیوسته نگران این بود که اندرو وفادار نباشد. اما اندور عاشقش بود و فکر می کرد که با ازدواج عادات خودش بهتر شده و ترس های همسرش نیز محو می شود.
اما این اتفاق رخ نداد. بلکه بدتر شدند. برای تسکین ترسش از اتهام به خیانت، اندرو چندین بار به او زنگ می زد، به او اجازه می داد که از نظر مکانی ردیابی اش کند، تلفنش را به او می داد تا پیام ها و تماس هایش را چک کند، به او اجازه می داد ایمیل هایش را بخواند (حتی ایمیل های کاری)، و آزمون¬ های تصادفی بوی عطر زنانه را تحمل می کرد. اما همسرش آرام نشد، در عوض همه چیز بدتر شد.

اندرو متوجه شد که ترس های همسرش پس از تولد اولین فرزندشان رو به وخامت گذاشته است. پسرشان اجازه نداشت که در خانه ی همسایه ها بازی کند زیرا می ترسید که از کودکش سواستفاده کنند. در طول روز پرده ها کشیده می شد زیرا خودش را متقاعد می کرد که اگر نباشند کودکش را می ربایند. اعضای خانواده اجازه ی مراقبت از او را نداشتند زیرا که در خفا او را دوست نداشتند و چیزهای منفی را به کودک در مورد مادرش می گفتند. حتی مرد پست چی نقشه ی نابود کردن و گرفتن پسرش را داشت زیرا با پسر کوچولویش خیلی دوستانه رفتار کرده بود.

پارانوئید بودن همسر

اندرو با نصب دوربین ها در خانه موافقت کرد، اجازه داد که به مکالمات خصوصی اش با خانواده با تلفن گوش دهد، و سوالات تکراری او در مورد هر تصمیم کوچکی که می گرفت را تحمل کرد. اما مهم نبود که جواب او چه بود، آلیش راضی نمی شد و به طور روتین او را به دروغگویی، بی وفایی، فریب مخرب و بی احترامی متهم می کرد. او از سوءظن همسرش خجالت می کسید و نمی دانست که چگونه کمک کند. اندرو از خانواده و دوستانش فاصله گرفت تا زندگی اش را آسان تر کند.
در نهایت خسته از رفتار غیرطبیعی همسرش و راه گم کرده به سراغ درمانگر رفت. بعد از توصیف زندگی اش پیشنهاد شد که آلیس ممکن است اخلال شخصیت پارانوئید داشته باشد. در اینجا بعضی از نشانگان این اختلال توصیف می شود:
- اعتقاد بنیادین یک فرد دچار اختلال شخصیت پارانوئید این است که همه افراد بیرون می خواهند مچش را بگیرند. حتی افرادی که عشق و وفاداری شان را نشان می دهند تنها می خواهند از آنها اطلاعات بگیرند و بعدتر به آنها آسیب برسانند.
- یک شخصیت پارانوئید از فریبی که در گذشته خورده به عنوان شواهدی در این زمینه استفاده می کند که در هر جایی امکان فریب وجود دارد.
- اغلب تصور می کنند که یک نقشه ی توطئه اصلی وجود دارد که آنها را دیوانه نشان دهد، از آنها امتیاز بگیرد و یا از گذشته شان بهره برداری کند.
- معمولا در دوران کودکی و انزوای بیش از حدشان افراد پارانوئیدی بوده اند که این تفکر را جرقه زده اند. برای نمونه، ممکن است بیماری های کودکی متعددی را تجربه کرده باشند که مانع از مدرسه رفتن شان یا بازی آنها با کودکان دیگر برای یک سال یا بیشتر شده باشد، و یا شاید واکنش شدید والدیندر مراقبت از کودکشان در مقابل آسیب دیدن به این باور منجر شده که تنها راه ایمن بودن دور شدن و انزوا از دیگران است.
- زمانی که نادرستی اتهام هایشان روشن می شود، این موقعیت را تایید نمی کند و یا ترس از ناامنی شان را تسکین نمی دهد.
- زمانی که از ترس هایشان با دیگران، اعضای خانواده و دوستان حرف می زنند آنها خودشان را عقب می کشند زیرا که شدت ترس شان وحشتناک است.
- ترس آنها تنها از خیانت همسر نیست بلکه او در مورد رئیس و دوستش نیز ترس های مشابهی دارد. اگرچه ممکن است در اولین برخورد متوجه نشوند، پارانویا در نهایت در تمامی محیط ها بی هیچ استثنایی نمود می یابد.
- آنها به طور مداوم بخش های اصلی اطلاعات را از دیگران (حساب های بانکی، رمزهای عبور، ایمیل ها) مخفی می کنند، زیرا معتقدند که در آینده علیه آنها استفاده می شود.
- اگر کسی یک بار آنها را آزار دهد و یا آسیبی برساند هیچ راه برگشتی وجود ندارد. یک اتفاق کافی است برای آنکه بی اعتمادی نمود یابد و صرف نظر از عذرخواهی، ادراک آنها در مورد دیگران تغییری نخواهد کرد. بلکه تنها باورشان تقویت می شود.
- حتی اظهارات بی ربط نشان از توطئه اند. دو فردی که همدیگر را نمی شناسند می توانند همین نظر را دریافت کنند و این گواهی بر این است که نقشه ای بر علیه او کشیده اند.
- آنها در مورد حملات غیر قابل درک شان به شدت دفاعی برخورد می کنند و برای ساکت کردن افرادی که پارانویای او را دیده اند، خارج از روش معمولشان رفتار می کنند. - به شدت گوش به زنگند و به طور مداوم محیط های عمومی و جمعی را برای احتمال حمله مورد بررسی قرار می دهند.
- واکنشی منفی به انتقاد دارند، بی تردید مخالفان را متهم می کنند و از نشان دادن جزئی ترین نمودهای ترس اجتناب می کنند زیرا که خود را برای حمله دیگری باز می کنند. - بلوغ هیجانی ندارند و به هنگام عصبانتیت واکنش تحریک پذیری نشان می دهند.
- آنها چرخه هایشان را متمایز از هم نگه می دارند. خانه با کار همراه نمی شود و بالعکس. این به آنها اجازه می دهد که با بیچارگی در مورد همسرشان در محل کارشان صحبت کنند و در خانه بدون هیچ گونه عواقبی در مورد رئیس شان صحبت کنند.
- آنها ترس شان را به کودکشان انتقال می کنند و اغلب داستان های کودک ربایی، تجاوز و تروما را به عنوان تصدیقی برای محافظت بیش از حدشان بازگو می کنند. آنها حتی می گویند که این عمل نشانه عشق است و توقف این رفتار را به مثابه ی بی توجهی والدین به کودکانشان می نگرند.
زندگی با یک فرد پارانوئید می تواند خسته کننده، هیجان انگیز و چالش زا باشد. آنها می توانند علی رغم تنفر عمیق شان از دیگران به خوبی وارد یک تعامل اجتماعی شوند و ادایش را در بیاورند. حرفشان این است که «من فقط می خواستم تو را ایمن نگه دارم» یا «من چیزهایی را می بینم که تو نمی بینی». در نهایت این رفتار اثر عکس می دهد و خانواده و دوستان به دلیل سختی بیش از حد مدیریت اوضاع رهایش خواهند کرد.