دلایل احساس پوچی


زمانی که احساس پوچی می کنید: معنای آن چیست و چه کار کنید
مارگاریتا تارتاکوفسکی
تخمین زمان مطالعه: 4 دقیقه
اگر احساس خلا می کنید، تنها نیستید. بسیاری از ما به شیوهای مختلف احساس پوچی می کنیم. برای مثال، ممکن است به دلیل اینکه چیزی را در زندگی تان از دست داده اید احساس پوچی کنید. این اظهار نظر کاتلین اسلایت روان درمانگر زوج و خانواده در رالی ان سی است. اممکن است خلا عزیزی باشد که رهایمان کرده یا مرده است.
یا این خلا ممکن است از «ترک تدریجی خودمان ناشی شود، گوش ندادن به خواسته ها و امیال مان». ممکن است ناخواسته یا نادانسته خودتان را نادیده بگیرید از آنجا که به دنبال تایید دیگران یا کمالگرا هستید. ممکن است مراقبت از خودتان را در حین تمرکز بر شغلتان متوقف کنید. برای نمونه ممکن است تکان دادن بدن تان یا خواب کافی را ترک کنید. ترک خودمان می تواند منجر به اضطراب، افسردگی، احساس گناه و شرم شود.
مراجعان اسلایت هم چنین احساس کرختی یا تنهایی را اظهار کردند. آنها می گفتند که کار رضایت بخش نیست، احساس ناموفق بودن می کنند، روابط شان ارضا کننده نیست یا هیچ چیزی وجود ندارد. بسیاری از مراجعان اشلی ادر که با افسردگی درگیرند احساس خلا را گزارش می کنند (به جای غم). «این نوع احساس پوچی با بی توجهی یا مراقبت ناکافی، بی علاقگی به چیزها، شارژ نشدن با هیچ چیز همراه می شود.»

در صورتی که احساس خلا می کنید، دیدن درمانگر می تواند به شما کمک کند. به ویژه، ارزیابی افسردگی مهم است. چگونگی مدیریت احساس خلا و پوچی به عامل ایجادکننده ی آن بستگی دارد. در اینجا چند پیشنهاد از ادر و اسلایتت را ارائه می دهیم.

دلایل احساس پوچی

1. به آرامی به احساس پوچی اقرار کنید
در صورتی که احساس خلا را تجربه می کنید شبیه یک گودال خالی است، به آن اقرار کنید، و با خودتان سخاوتمندانه رفتار کنید. خودتان را به دلیل این احساسات سرزنش نکنید. تلاش نکنید که احساساتتان را نادیده بگیرید و یا تغییرشان دهید.
در صورتی که احساس خلاتان به دلیل مرگ یک عزیز است، از خودتان به خاطر سوگواری در سال های بعدی عصبانی نشوید. «از آنجا که از دست دادن یک عزیز دردآور است و این فقدان در طول زمان تغییر شکل می دهد، هیچ گاه با مرگ یک عزیز اوکی نمی شوید...شما یاد می گیرید که به زندگی تان علی رغم فقدان آن شخص ادامه دهید.»
گاهی اوقات این گودال به این دلیل شکل می گیرد که در جریان رشد عشق را از دست داده اید. این به معنای آن نیست که یک خانواده ی دوست داشتنی نداشته اید. «تنها انواع خاصی از عشق یا مراقبت وجود دارد که می توانند از دست بروند و در حالی که بازگشت به عقب غیرممکن است.»
ادر پیشنهاد می¬کند که با خودتان مشفقانه صحبت کنید. برای نمونه، ممکن است بگویید: احساس تنهایی خیلی سخت است یا تو حق داری؛ تو نیاز به عشق بیشتری داشتی.»
2. هر روز برای خودتان وقت بگذارید
به جای اینکه بخواهید خلاتان را با داروها، الکل، بازی های کامپیوتری یا چیزهای دیگر پر کنید، به درون تان نگاه کنید و با خودتان وقت بگذرانید. اسلاید معتقد است که در طول این زمان، امیال، آرزوها و رویاهای شخصی خود را بکاوید. این به ایجاد «معنای بیشتر در زندگی روزانه و آینده تان کمک می کند».
از آنجا که فعالیت های مختلف برای افراد مختلف جواب می دهد، ممکن است مراقبه، نوشتن یا ورزش به شما در متمرکز شدن مجدد بر خودتان جواب بدهد. در آغاز ممکن است احساس ناراحتی کنید، اما هر چه زمان بیشتر و انرژی بیشتری برای خودتان و توجه و مراقبت از خودتان بگذارید، احساسات پوچی کمتر ظهور می یابند.»
3. احساسات کنونی تان را بکاوید.
ادر پیشنهاد کرد که ساعت تان را برای پنج دقیقه کوک کنید و از آنچه در حال حاضر احساس می کنید باخبر شوید. مجبور نیستید که زمین را بکنید. ممکن است بنویسید احساس «خستگی» یا «گیجی» یا «کنجکاوی». اگر برچسب زدن به احساسات سخت است گوگل را برای لیست احساسات سرچ کنید.
انتخاب یک نقطه از بدن مثل دست یا سرتان نیز ممکن است کمک کند، حواس متنوعی چون دما، تنش یا حرکت را بررسی کنید. «همان طور که برای بازه های زمانی کوتاهی به احساساتتان اجازه دیده شدن می دهید، به تدریج بازه ی تحملتان وسیع تر شده و شامل احساساتی بزرگتر برای بازه های زمانی طولانی تر می شود.»
4. احساسات پوچی تان را کشف کنید.
اسلاید سوالات زیر را پیشنهاد کرد. در حین خواندن روزنامه، پیاده روی یا نوشیدن یک فنجان چای می توانیم این کار را انجام دهیم.
1- آیا من خودم را قضاوت می کنم یا با دیگران مقایسه می کنم؟
2- آیا به خودم چیزهای مثبتی را می گویم؟
3- یا گرایش دارم که شکست هایم را به طور مرتب به یاد آورم و یا به خودم لقب احق یا زشت بدهم؟
4- آیا احساسات من در روابطم مورد توجه قرار می گیرد یا هر آنچه را که احساس می کنم بی ارزش جلوه می دهم/؟
5- آیا به نیازهای جسمی و سلامتی ام فعالانه پاسخ می دهم؟
6- آیا برای اجتناب از احساساتم سراغ رفتارها یا اعتیادهایی رفته ام؟
7- آیا برای چیزهایی که خارج از کنترل من هستند، احساس گناه می کنم یا خودم را سرزنش می کنم؟
8- آیا صرفا بر نیازهای افراد دیگر متمرکز هستم؟
9- برای بردن یا تایید چه چیزی تلاش می کنم؟
10- آیا به خودم به همان اندازه ای که با یک دوست نزدیک یا عضوی از خانواده مهربانم، مشفقانه رفتار می کنم؟
11- آیا به نظرات شخصی ام احترام می گذارم و یا به تصمیماتم بها می دهم؟
به خودتان نظر دهید در کودکی بعضی مان از فقدان احساسات برای مراقبت از خودمان در مقابل غرق شدن بهره بردیم.«در این مورد، به خودتان به خاطر این راه حل که به هنگام کودکی و ناتوانی مفید بود، آفرین بگویید.»
اما امروز برای ابراز احساسات به خودتان زمان بدهید. «روش های جدیدی در اختیار دارید و مجبور نیستید که به روش های قدیمی و دوران کودکی تان بچسبید»
احساس پوچی می تواند منجر به افکار پریشان کننده ای چون «زندگی ارزش زیستن ندارد» و یا «هیچ امیدی وجود دارد» بیانجامد. مجددا درمان می تواند کمک کند. می تواند به شما در بررسی دلایل زیربنایی که منجر به این احساسات شده و قدرت تان را برای محقق ساختن تصمیماتتان گرفته، کمک کند».
مهم است که به احساسات پوچی تان اقرار کنید و آنها را بپذیرید. مهم است که مشفقانه با خودتان رفتار کنید. خواه در حال تجربه ی یک رابطه دشوار، از دست دادن یا نداشتن هدف و معنا باشید، شما ارزش زیستن یک زندگی رضایت بخش و معنادار را دارید».