اعتیاد به تلفن های هوشمند


روابط واقعی یا تخیلی (تلفن های هوشمند)
دکتر آلن ویلیس
تخمین زمان مطالعه: 4 دقیقه
من معتاد به اسمارت فونم هستم. به خاطر این مسئله خجالت نمی کشم از آنجاکه تقریبا هر کسی که من در دنیای خود می بینم به نظر می آید که فکرش درگیر محتویات موجود در جعبه ی کوچک درون کیف دستی یا جیبش است و به نظر می آید که این قطعه ی کوچک برای او مهمتر از چیزی است که دقیقا در مقابل صورتش نشسته است؛ البته اگر لحظه ای چشمانش را از روی من بردارد. تاسف این است که این کار به ظاهر ساده، برای اکثریت افراد شدیدا سخت و دشوار شده است.
تا همین اخیر من از خواندن اکثریت ایمیل هایم لذت زیادی می بردم و تقریبا همیشه به محض آنکه تلفنم به خاطر پیامی که آمده بود می لرزید، خودم را به آن می رساندم. صفحه ی اصلی گوشی من آیکون هایی برای شبکه های اجتماعی متعدد، سیستم های پیام رسانی و روش های متعدد دیگر دارد که بوسیله شان با دنیا ارتباط برقرار می کنم.
علاوه براین، آیکون هایی برای سرویس های خبری، فیلم ها، و ورزش های متعدد دارد که همه با هم روی صفحه ی اصلی گوشی مرا شلوغ کرده اند و من زمانی که گوشی ام را باز می کنم، متوجهشان می شوم. به محض اینکه گوشی ام زنگ می خورد یا می لرزد قلب من به تپش می افتد و چشمم بازتر می شود.

مطالعه ای که دکتر نانسی چیور انجام داده نشان داده است که ناتوانی در پاسخ به یک پیام تلفنی، واکنش اضطراب بدنی در افراد ایجاد می کند. اخیرا من به این نتیجه رسیده ام که این واکنش بدنی برای من خوب نیست و من دارم روی خودم کار میکنم که سلامتم را حفظ کنم بدون آنکه استفاده از موبایلم را متوقف کنم.

اعتیاد به تلفن های هوشمند

اما چیزی که توجه مرا برای پژوهش جلب کرد میزان مواجهه با صفحه گوشی و تاثیر آن روی رفتار است که به شدت روابط ما بویژه روابط والد- فرزندی را تحت تاثیر خود قرار داده است.
در طول تاریخ ما به تکنولوژی های جدیدی دست یافته ایم. عموما تکنولو ژی های جدید عامل راحتی در نظر گرفته می شوند. در واقع، جامعه به سرعت و شتاب دستگاه های تصویری وابسته شده است و اینترنت فضایی برای تجارت و خلق ایده های مشترک است. اینترنت یک رسانه ی اجتماعی است، فضایی برای اشاعه ی اخبار، یک بازار فروش و فضایی برای دور هم جمع شدن است.
مشارکت در رسانه جدید مانند برج پیزا در یک شهر قدیمی اروپایی، احساس مهم بودن، تعلق (ارتباط بیرونی)، امنیت و پرورش در خانه ی خود را ایجاد می کند و مهم نیست که این احساسات چقدر به طول انجامند. برج پیزا اجتماعی شدن، همکاری و فرصت های کارآفرینی را تشویق کرد و بسیاری از افراد بخش زیادی از روزشان را در میان تعداد زیادی از افراد در مقابل برج صرف می کردند و این تفاوت چندانی با رسانه ی جدید ندارد.
برج پیزا یک بخش تاریک هم داشت. برای مثال مکانی برای جنجال و سرقت عمومی و حتی گاهی مرگ بود. بنابراین بازار کار و زندگی اجتماعی پایتخت به ساعات خاصی از روز و بعدازظهرها محدود می شد در حالی که اینترنت و وب ها، هفت روز هفته به طور بیست و چهار ساعته به تمامی افراد حتی کودکان سرویس می دهند.
امروزه این دسترسی نامحدود منجر به میزان زیادی اتلاف وقت در اینترنت شده و با الگوهای سالم رفتاری تداخل پیدا کرده است و کارکرد روزانه ی کودکان و والدینشان را تحت تاثیر قرار داده است.
در واقع، کودکان و نوجوانان بخش بسیار زیادی از زمان شان را در دستگاه های هوشمندشان می گذرانند به گونه ای که یک مطالعه گزارش داده که کودکان در مقایسه با زندانیان، بخش کمتری از زمان شان را در بیرون از زندان خودساخته شان صرف می کنند.
ترجیح کنونی ما برای تکنولوژی معنادار و مهم است. درواقع، کودکان حدود 4 تا 7 دقیقه از روز را به بازی بیرون از خانه می گذرانند و این در مقایسه با 7 ساعت گذراندن وقت با صفحه ی رسانه ای چون موبایل است. نگرانی به حدی زیاد شده که اکنون به اختلالی تحت عنوان اختلال نقص طبیعت (بیرونی) شهرت یافته است.
نوجوانان و بزرگسالان ممکن است عادات متفاوتی در مورد اولویت هایشان در رسانه اجتماعی داشته باشند، اما این واقعیت که آنها به دستگاه هایشان چسبیده اند، غیرقابل انکار است. خواه درگیری با تلفن همراه، کامپیوتر، تبلت یا تلویزیون باشد، بزرگسالان و نوجوانان در برابر کنترل کردن و افسار زدن به استفاده از این ابزار رسانه ای درمانده شده اند.
علیرغم استفاده های متنوع و تفاوت رشد مغزی بزرگسالان و نوجوانان، تعداد زیادی از مطالعات اختلالات مشابهی را یافته اند. یکی از نتایج مشابه افزایش میزان افسردگی است. هرچه بیشتر نوجوانان و بزرگسالان در تکنولوژی های جدید وقت گذرانی کنند، میزان افسردگی شان افزایش م ییابد و این افزایش به ویژه زمان استفاده از سایت های رسانه اجتماعی پررنگ می شود.
چیزی که اضطراب زاتر است، افزایش آمار خودکشی نوجوانان است. مطالعات افزایش آمارها را به رسانه جدید پیوند زده اند و ارتباط واضحی را بین خودکشی نوجوانان و میزان استفاده از صفحه نمایش رسانه یافته اند. به بیان دیگر، هرچه فرد زمان بیشتری را در تکنولوژی های جدید سپری کند، میزان رفتارهای خودکشی در او افزایش می یابد.
برجسته ساختن این نکته مهم است که مطالعات اشاره شده تایید نکرده اند که افزایش استفاده از رسانه به افسردگی یا خطر تفکر خودکشی منجر شده است؛ مطالعات انجام شده همبستگی اند نه آزمایشی. هم چنین مطالعات حوزه های نگرانی والدین را پررنگ ساخته و بر آنها متمرکز شده اند.
این آمارها بایستی به ایجاد سوال در ذهن مخاطب بیانجامند. جامعه و فرهنگ ما به استفاده از رسانه جدید و تکنولوژی های جدید ادامه خواهد داد زیرا به کارایی و کفایت آن معتقد است، اما آیا ما در معرض اجتماعی شدن و ارتباطاتی واقعی هستیم؟