سلامت افراد بیوه

دو چیزی که در مورد افراد بیوه نفهمیده بودم
تخمین زمان مطالعه: 2 دقیقه
نویسنده: دکتر بلا دی پائولو
دو دهه است که افرادی را که بیوه اند مورد مطالعه قرار می دهم، در نتیجه اغلب آنچه که در موردشان می خوانم را از قبل می دانسته ام و خوانده هایم دیدگاه جدیدی در موردشان به من نمی دهد. اما زمانی که این پاراگراف را در مجله خواندم این اتفاق افتاد: زنان بدون مردان (حالشون خوب است، مچکرم).
«برای زنانی که بیوه اند، همگام با بالا رفتن سن، اهمیت داشتن دوستی های قوی افزایش می یابد. هفتاد و پنج درصد از زنانی که ازدواج می کنند حدود 57 سالگی بیوه می شوند. بچه ها هم اکثرا دور از خانواده زندگی می کنند و بدین ترتیب زنان اغلب برای حفظ روابط عاطفی شان به دوستان زنشان تکیه می کنند.»

آنچه که مرا در این پاراگراف تکان داد این واقعیت بود که تنها 57 سال دارند که اکثریت شان بیوه می شوند. این یعنی خیلی جوان، خیلی جوانتر از چیزی که من حدس می زدم. آیا این واقعی است؟ من آمارهای مختلفی در این زمینه یافته ام که همگی شان مربوط به دهه ی پنجاه سالگی است که از پایینتر از 55 تا بالای 59 سالگی متغیر است. در ذهن من، افراد بیوه همیشه مقوله ی متفاوتی از افرادی که ازدواج نکرده اند یا تمامی زندگی شان مجرد بوده اند، به نظر می آمدند. اکنون می فهمم که وقتی بیوه می شوند، میانسال اند نه خیلی پیر.



دومین چیزی که یاد گرفتم و مرا شگفت زده ساخت این بود که عواقب بیوه شدن در شرایط کنونی حتی نسبت به گذشته منفی تر شده است. یافته های کلیدی از مطالعه سلامت افراد با وضعیت های مختلف زناشویی در بازه ای سی و یک ساله از سال 1972-2003 بدست آمده است. در هر یک از آن سال ها، از نمونه ای شامل افراد متاهل، مطلقه، بیوه و افراد همواره مجرد در مورد وضعیت سلامتی شان سوال می شد (در هر سال افراد متفاوتی مورد بررسی قرار می گرفتند، که اگر افراد یکسانی در تمامی این سال ها مورد بررسی قرار گرفته بودند بهتر بود).
مطالعه جدید نیست اما من همواره بر نتایج دو گروه از افراد متمرکز بوده ام-افراد متاهل و افرادی که همواره مجرد بوده اند. در اولین سال بررسی، وضعیت سلامت افراد متاهل و همواره مجرد بر اساس نتایج بدست آمده یکسان بود. در میان افراد متاهل، 9/99 درصد سلامت شان را خوب یا عالی نمره گذاری کردند؛ در میان افرادی که همواره مجرد بودند نیز 6/92 درصد همین گزارش را از وضعیت سلامت شان ارائه کردند.
در طول 31 سال، سلامت افراد متاهل تنها اندکی تغییر کرد، از حدود 99 درصدی که در سال 1972 سلامت شان را خوب یا عالی ارزیابی کردند، به 92/9 درصد در سال 2003 تغییر کرده بود. سلامت افراد مجرد در طول سالیان ارتقا یافته بود، در سال 1972 حدود 91 درصد گزارش وضعیت سلامت خوب یا عالی داشتند که در سال 2003 به6/92 درصد تغییر کرده بود.
در میان افراد بیوه، حدود 5/86 درصد سلامت شان را در سال 2003 خوب یا عالی ارزیابی کردند. که همچنان یک درصد خیلی خوب است اما در مقایسه با سایر گروه ها کمتر تاثیرگذار است. یافته ی چشمگیر دیگری که در مورد بیوه ها بدست آمد این بود که آنهایی که در سال آخر مطالعه شرکت داشتند (2003) وضعیت سلامت بدتری را نسبت به کسانی داشتند که در سال اول مطالعه مشارکت داشتند (1972)، که 4/92 درصد بود. افراد مطلقه نیز در طول زمان وضعیت سلامت بدتری را گزارش کردند اما افت آنها به شدت افراد بیوه نبود.
چرا وضعیت دارد اینگونه می شود؟ الی فینکل معتقد است که در میان افراد متاهل آمریکایی، همسران نسبت به گذشته بیشتر به هم تکیه می کنند که او این نیازها را نیازهای سطح بالا می نامد- نیاز به اعتماد به نفس و خودشکوفایی. علاوه بر این آنها صرفا بر دیگری تکیه می کنند.
در گذشته، افراد دیگری چون خویشاوندان و دوستان نقش بزرگتری در زندگی داشتند. اما افراد متاهل امروزه بیشتر درونگرا شده اند و اکثرا به همدیگر تکیه می کنند. این خطرزاست. زمانی که ازدواج شان خاتمه می یابد، به ویژه زمانی که با مرگ همسر خاتمه یابد، حتی نسبت به قبل ویرانگرتر می شود.
که نمود آن در وضعیت بدتر سلامت است. در مقابل، افراد مجرد در سال های اخیر نسبت به گذشته بهتر عمل می کنند. به جای تکیه بر یک نفر، بسیاری از افراد مجرد چندین دیگری مهم در زندگی شان دارند. احتمالا افزایش تعداد افراد مجرد نیز به بهتر شدن وضعیت کمک کرده است. امروزه مجرد ماندن مسئله ی غیرعادی نیست.