تخریب سرزنشگر درونی ،بعد از شکست


شکست خورده اید و سرزنشگر درونی تان دست از تخریب تان برنمی دارد.
نویسنده: دکتر مارگاریتا تارتاکوفسکی
تخمین زمان مطالعه: 3 دقیقه
کتابی نوشته اید که مورد استقبال قرار نگرفته و حتی توسط خویشاوندانتان نیز خریداری نشده است. پیشنهادتان از سوی ناشر منتخب تان رد شده است. شغل مورد نظرتان را نگرفته اید و سرزنشگر درونی تان به شما اجازه ی فراموش کردن این قضیه را نمی دهد. سرزنشگر درونی تان دست از غر زدن برنمی دارد. سرزنشگر درونی تان اشاره به اشتباهاتتان را متوقف نمی کند- و تمام عوامل مبنی بر اینکه شما اشتباه کرده اید.
ایرنه اسمیت و استرید در کتاب زیبایشان خلاقیت مشوق است: جرات این را داشته باشید که متفاوت فکر کنید، به تمرین با ارزشی اشاره می کند که به ما در متوقف ساختن سرزنشگر درونی کمک می کند. می توانید پاسخ هایتان را در دفتر یادداشت درج کنید.
. اخیرا چه زمانی اشتباه کرده اید؟
. بعد از اشتباه کردن سرزنشگر درونی تان چی به شما گفت؟
باعث شد چه احساسی داشته باشید؟
هر آنچه را که در واقعیت رخ داده-اتفاقات قابل رویت را یادداشت کنید.
به خودتان یادآوری کنید که همه اشتباه می کنند، و زندگی با همه ی پستی ها و بلندی هایش یک فرایند یادگیری است.
تمرین کنید که سرزنشگر درونی تان دقیقا چه می گوید؟

هم اکنون چه احساسی دارید؟

تخریب سرزنشگر درونی ،بعد از شکست

آیا عزیزی دارید که چنین اشتباهاتی را مرتکب شود و اما با آنها به طریق متفاوتی (مثبت و حمایتی تر) مواجه شود؟ آیا این روش برای شما جواب می دهد؟ لیستی از فعالیت های آرام بخش و حمایت گر درست کنید که به هنگام به صدا درآمدن سرزنشگر درونی تان بتوانید انجامشان دهید. برای نمونه، ممکن است بتوانید با دوستی ناهار بخورید، به موسیقی گوش بدهید، بعدازظهر را با خواندن کتابی خوب روی تخت تان وقت بگذرانید.
اسمیت و ون در هولست در کتاب شان به مثال های درجه یکی از افراد موفقی که به طرق مختلف شکست خورده اند، اشاره می کنند. من عاشق این قصه ها هستم زیرا به شدت الهام بخش اند. آنها به ما نشان می دهند که کمال، راه مستقیم و بی خطر و یا یک مسیر خاص وجود ندارد-و آنها بر قدرت استقامت و پافشاری تاکید دارند. برای نمونه، یکی از داوران بعد از دیدن فرد استیر در اولین تست بازیگری نوشت: «نمی تواند بخواند، نمی تواند اکت داشته باشد، کمی کچل، ذره ای نمی تواند برقصد.» یکی از ویراستارها به والت دیزنی گفت که او فاقد تخیل و ایده های خوب است.» مادلین لنجلز نویسنده کتاب چین خوردگی در زمان 26 بار قبل از آنکه پذیرفته شود، رد شد. از 1962 تا به امروز 14 ملیون نسخه از این کتاب به فروش رفته است.
اگر از اشتباهاتمان یاد بگیریم، می توانند به مدال افتخارمان تبدیل شوند. زیرا آنها نشان از فداکاری، تعهد، کنجکاوی پایان ناپذیر، تلاش سخت، اشتیاق و انسانیت ما دارند. به رفتن ادامه بده. به انجام دادن و خلق کردن ادامه بده.
من می دانم که خیلی جاها با این عبارت برخورد کرده ایم، و حتی ممکن است کلیشه باشد. اما من اهمیتی نمی دهم. در هر صورت عاشقش هستم. «من هرگز شکست نخورده ام. فقط هزاران راه را یافته ام که جواب نمی دهند.» توماس ادیسون
هر گام اشتباهی، هر راهی که به هدفی که آرزویش را داریم، در موردش خیالپردازی کرده ایم و برایش برنامه ریزی کرده ایم ختم نمی شود، اطلاعات مهمی به ما می دهد در صورتی که گوش بدهیم.
شکست تان می خواهد چه درسی به شما بدهد؟ در مورد پروژه ی فعلی تان؟ در مورد قدم بعدی تان؟ در مورد یافتن مسیر خودتان؟ در مورد تغییری که باید ایجاد کنید؟ در مورد مهربان تر بودن با خودتان؟ در مورد پافشاری تان؟
،