تاثیرات مخرب ترس بر افکار انسان

تنها چیزی که باید از آن بترسیم، خود ترس است. (فرانکلین دلانو روزولت)
تخمین زمان مطالعه: 2 دقیقه
نویسنده: ویل اسمیت
مدتی را در بیمارستان روانی بستری بوده ام، در زندان بوده ام، و به طور ناخواسته ای بی خانمان شده بودم. اما به این نتیجه ی مهم رسیده ام که «واقعیت بعضی چیزها همیشه از تصور آن، کمتر ترسناک است».
تصور، یک عامل قوی است و از طریق مغز قوی سوخت رسانی می شود. ناشناخته ها عواملی اسرارآمیزند. فرصت ها و ترس ها در هر گوشه و کناری به کمین نشسته اند. ترکیب این دو با هم معمولا یک ترکیب تند و زننده است. تقریبا بدون استثنا، ترس از چیزی بزرگتر از واقعیت آن است. پدیده های زیادی در زندگی وجود دارند که موجب ترس زیادی در ما می شوند. به دلایلی ذهن انسان به حالتی منفی گرایش دارد و به روی تاریک تر چیزها نگاه می کند. این پیش بینی غم انگیز به استرس سوخت می رساند. اما ما می توانیم واقیت ذهنیمان را از طریق تصحیح ذهنی تغییر دهیم. اولین راهکار مدیریت استرس، اطمینان از این است که تا جای ممکن برای چیزی آماده شده اید. اگر برای یک آزمون است، مطمئن شوید که به جای نگرانی، به میزان کافی زمانتان را برای مطالعه صرف کرده اید. اگر یک مصاحبه شغلی است که افراد از شما سوالاتی می پرسند، پاسخ هایتان را تمرین کنید. رمز و راز این است که در آماده سازی های مثبت، از زمانی که صرف منفی نگری و نادیده گرفتن می شود، اجتناب می کنید. تفکر مثبت نیز یک آماده سازی خیلی خوب است. اگر به بعضی از رویدادهای استرس زای آینده فکر می کنید، با مثبت دیدن آن، پایان مثبتی در تخیل شما ایجاد خواهد شد. اگر ورزشکارید و یک مسابقه بزرگ پیش رو دارید، تصور کنید که بازی را برنده شده اید یا به سمت خانه با تندترین حالت ممکن می دوید تا شادی تان را اعلام کنید. تفکر مثبت استرس شما را می کاهد و همین به تنهایی به شما کمک خواهد کرد. قبل از یک وقوع یک رویداد، زمانی برای کسب آمادگی روانی وجود دارد. عامل کلیدی در این بازه ی زمانی تلاش برای حفظ آرامش تا جای ممکن است.
به خودتان بیاموزید که تجربه یک ابزار ارزشمند است. تا جای ممکن بررسی کنید که دیگران در مورد همین تجربه ای که شما در پیش دارید، چه کارهایی انجام داده اند،. از آنان سوالاتی که نگرانتان می کند را بپرسید. برای مثال، اگر می خواهید به دکتر برای کلون اسکوپی مراجعه کنید، از کسی که فرایندش را طی کرده سوالاتتان را بپرسید. از آنان بپرسید که چه احساسی بعد از انجام آن داشتند و آماده سازی شان، چگونه پیش رفت.

تاثیرات ترس روی افکار

در نهایت اجازه دهید که تجربه در شما بنشیند و کار خود را با شما انجام دهد. هر زمان که به چیزی می پردازید، اجازه دهید که آن تجربه ی زندگی برایتان همچون یک معلم عمل کند. به خودتان اجازه دهید که بالغ و پخته شوید. من در زندگی ام کارهای زیادی انجام داده ام که از نظر دیگران خطرناک بوده است. برای مثال در شهر نیوآرک خانه به خانه رفتم و به آنها آموزش فرزندپروری دادم. بسیاری از مردم به احتمال زیاد به من خواهند گفت که نیوآرک یک محله ی بسیار خطرناک است. درست است اما در صورتی که بخواهید برای خرید مواد به آنجا بروید. اما از آنجاکه هدف و عمل من فاسد نبود، هیچ وقت به مشکلی برنخوردم.
درس اصلی که در اینجا به اشتراک می گذارم این است که من به خودم اعتماد دارم از آنجاکه تجربه دارم. اولین باری که به جنوب برونکس رفتم وحشتناک بود. دومین بار اصلا بد نبود. اما تجارب زندگی هرگز به شما کمک نمی کنند مگر اینکه به آنها اجازه دهید که به شما درس بدهند. ضمن اینکه هیچ چیزی در زندگی تان تا این لحظه آنقدر بد نبوده که نتوانید از آن رد شوید، زیرا همین الان در حال خواندن این متن هستید. این واقعیت را در نظر داشته باشید که هیچ چیز آنقدر بد نخواهد شد.